جستجو برای:
  • صفحه اصلی
  • ساختار مدیریتی اندیشکده
  • مقالات
    • نوشته ها
    • اخبار
    • یادداشت ها
  • درباره ما
 
اندیشکده فناوری نرم
  • صفحه اصلی
  • ساختار مدیریتی اندیشکده
  • مقالات
    • نوشته ها
    • اخبار
    • یادداشت ها
  • درباره ما
0

ورود و ثبت نام

بلاگ

اندیشکده فناوری نرممقالاتیادداشت های فناوری نرمبه سوی فهم فناوری نرم (67)

به سوی فهم فناوری نرم (67)

23 بهمن 1404
ارسال شده توسط مدیر سایت
یادداشت های فناوری نرم
241 بازدید

به سوی فهم فناوری نرم (67)

شِعر؛ فَناوریِ نَرمِ هنرمندانه یِ محتوا و پیام

در جهان امروز که مفاهیم مرتبط با «فَناوریِ نَرم» بخش مهمی از ادبیات علوم انسانی، اقتصاد خَلّاق، مطالعات فرهنگی و نظریه‌های زبانی را در بر گرفته‌اند، بازخوانی هنرها در پرتو این نگاه، چشم‌اندازی نو و بنیادین پیش روی پژوهشگران می‌گشاید. در میان همه یِ هنرها، شِعر نه‌تنها یکی از کُهن‌ترین، بلکه یکی از پیچیده‌ترین و کارآمدترین صورت‌های فناوری نرم است؛ زیرا شعر همان‌قدر که محصولی زیباشناختی است، دستگاهی مهندسی‌شده برای تولید معنا، پیام، هویّت و تجربه یِ فرهنگی نیز به شمار می‌آید. شعر در سنت‌های گوناگون فرهنگی، از ایران تا جهان، نقشی فراتر از یک فرم هنری داشته و به‌منزله یِ نظامی نرم‌فناورانه برای سازمان‌دهی زبان، مهندسی احساس و انتقال ارزش‌های فرهنگی عمل کرده است. این یادداشت به بررسی این حقیقت می‌پردازد که چرا شِعر، در تمامیت خود، یک «فناوری نرم هنرمندانه یِ محتوا و پیام» است.

فَناوریِ نَرم به‌طور کلی به نظام‌هایی اطلاق می‌شود که بر محور ذهن، زبان، خلاقیت و فرهنگ شکل می‌گیرند و بدون نیاز به ابزار سخت‌افزاری، ارزش افزوده یِ غیرمادی تولید می‌کنند. این ارزش افزوده می‌تواند معنایی، احساسی، هویّتی، نمادین یا فرهنگی باشد. فناوری نرم مهارت‌محور است و مبتنی بر روش‌هایی است که قابل آموزش، تحلیل، انتقال و بازتولید هستند. اگر همین تعریف را بر شِعر تطبیق دهیم، درمی‌یابیم که شعر دقیقاً ویژگی‌های یک فناوری نرم را تجسم می‌بخشد. شعر بر پایه یِ مهارت‌های پیچیده یِ زبانی، موسیقایی و بَلاغی تولید می‌شود؛ مهارت‌هایی که نه تصادفی، بلکه نظام‌مند، قابل انتقال و استانداردپذیر هستند. شاعر با بهره‌گیری از این مهارت‌ها، از واژه‌ها به‌عنوان مواد خام استفاده می‌کند تا محصولی چندلایه خلق کند؛ محصولی که نه جسمانی، بلکه معنایی و فرهنگی است.

در سنت نظریه‌پردازی ادبی از دوران باستان، شِعر همیشه نوعی «تِکنِه» ـ هنر ـ مهارت ـ دانسته شده است. یونانیان با واژه یِ τέχνη به فنونی اشاره می‌کردند که بر پایه یِ مهارت و نظام‌مندی استوار بود. اَرَسطو در فنّ شعر، شِعر را فعالیتی «ساختنی» تعریف می‌کند؛ یعنی شِعر حاصل ساختن، گزینش، تنظیم و مهندسی زبان است، نه بیان مستقیم عاطفه. این نگاه در دوران معاصر با نظریات زبان‌شناسان و نشانه‌شناسانِ ساخت‌گرا تعمیق یافت. زبان‌شناسانی چون رومَن یاکوبسِن، شعر را «فراکاربردی‌ترین استفاده از زبان» معرفی می‌کنند؛ زیرا شعر در اوج عملکرد زبانی تولید می‌شود، جایی که واژگان نه‌فقط معنا، بلکه موسیقی، آرایش، ترکیب و ساختار را حمل می‌کنند. در نظریه یِ متن، شعر یک «ماشین معنابخش» تلقی می‌شود؛ ماشینی که از طریق سازوکارهای دقیق زبانی، معنا را تولید، انباشته و بازتولید می‌کند.

در سنّت ایرانی نیز شعر از آغاز تا امروز، نه احساس‌گویی صِرف، بلکه نظامی ساختاریافته و فنّی بوده است. ظهور «عَروض» به‌مثابه یِ نظام ریاضی – موسیقایی وزن، پیدایش قافیه و ردیف به‌عنوان ابزارهای تنظیم موسیقی بیرونی، شکل‌گیری صَنایع ادبی و بلاغی به‌عنوان دستگاه‌های تولید معنا، و شکل‌گیری سنّت‌های شعری همچون حماسه، غزلِ عرفانی، قصیده یِ حِکمی و شعر نو، همگی نشان می‌دهند که شعر دستگاهی نرم‌فناورانه بوده است. شاعر ایرانی همواره در چارچوب این فناوری ریشه‌دار، و هم‌زمان با خلاقیت فردی خود، آثار جدید خلق کرده است. هر اثر شعری نتیجه یِ هم‌افزایی دو نیروی بزرگ است: مهارت‌های نظام‌مند و استانداردشده، و نبوغ فردی شاعر. این دو نیرو همان چیزی هستند که فناوری نرم را در حوزه یِ شعر فعال می‌کنند.

فرایند تولید شعر یک چرخه یِ فناورانه یِ کامل است. نخست، شاعر با دریافت یک محرّک ذهنی یا عاطفی وارد مرحله یِ تخیّل‌سازی می‌شود. این تخیّل در سطح دوم به استحاله یِ ذهنی می‌رسد؛ یعنی شاعر واقعیت را به لایه‌های تصویری، نمادین یا استعاری تبدیل می‌کند. سپس مرحله یِ انتخاب و چیدمان واژگان آغاز می‌شود. واژه‌ها در شعر ابزار نیستند؛ مصالح‌اند. در مرحله یِ بعد، نظام موسیقایی شِعر شکل می‌گیرد: وزن، ریتم، قافیه، توازنِ صوتی و هماهنگی درونی. پس از آن، صنایع بَلاغی همچون ایهام، استعاره، تشبیه و مراعات‌النظیر وارد ساختار می‌شوند تا معناهای چندلایه بسازند. در پایان، مرحله یِ بازنویسی و پالایش، که مهم‌ترین بخش این چرخه است، صورت می‌گیرد. این فرایند مانند هر فناوری دیگر، ساختارمند، تکرارپذیر، قابل آموزش و قابل تحلیل است. به همین دلیل شِعر یک «فرایند فناوری» محسوب می‌شود، نه یک فوران لحظه‌ای.

محصول این فرایند ـ یعنی شِعر ـ نیز یک «فناوری محصولی» است. شِعر، نظامی مهندسی‌شده از معنا، موسیقی، تصویر و احساس است که قابلیت انتقال، بازخوانی، تفسیر و بازتولید دارد. شعر برخلاف گفتار روزمره، پیام را نه‌فقط بیان، بلکه مهندسی می‌کند. پیام در شِعر، لایه‌مند، استعاری، زیباشناختی و ماندگار می‌شود. شعر پیام را تثبیت می‌کند، قدرت اثرگذاری آن را چند برابر می‌کند و آن را در حافظه یِ فرهنگی قرار می‌دهد. همین توانایی، شعر را به فناوری هنرمندانه یِ پیام تبدیل می‌کند. مهندسی پیام در شعر چنان است که پیام صرفاً انتقال نمی‌یابد، بلکه «تجربه» می‌شود؛ یعنی مخاطب پیام را حس می‌کند، نه فقط می‌فهمد.

در سطح فرهنگی، شعر بزرگ‌ترین سازوکار هویّت‌سازی در فرهنگ ایرانی بوده است. شاهنامه دستگاه هویّت تاریخی ایرانیان را ساخت و غزل عرفانی دستگاه هویّت معنوی آنان را. شعر در ایران نه‌فقط ساحَتِ بیان، بلکه ساحت هویّت و حافظه یِ جمعی است. در سطح زبانی، شعر ظرفیت زبان را افزایش می‌دهد؛ واژگان تازه می‌آفریند، ساختارهای نو تولید می‌کند و توان بیانی جامعه را بالا می‌برد. در سطح اجتماعی، شعر سرمایه یِ نرم ایجاد می‌کند؛ یعنی همبستگی، حساسیت اخلاقی، همدلی و معناهای مشترک. در سطح اقتصادی نیز شعر زیرساخت بسیاری از صنایع فرهنگی است: موسیقی بدون شعر امکان‌پذیر نیست، سینما از شعر تغذیه می‌کند، تبلیغات و رسانه از صنایع بلاغی شعر بهره می‌گیرند و نشر و آموزش نیز وابسته به آن هستند. بنابراین شعر از سطح زیبایی‌شناسی فراتر می‌رود و به حوزه یِ اقتصاد، فرهنگ، سیاست و اجتماع وارد می‌شود.

در نهایت می‌توان گفت شِعر یکی از کامل‌ترین، پیچیده‌ترین و کارآمدترین فناوری‌های نرم است. شعر فناوری نرم است، چون مواد خام آن واژه‌ها هستند و محصول آن معناست؛ چون فرایندی مهندسی‌شده دارد و حاصل آن تجربه‌ای فرهنگی است؛ چون پیام را مهندسی و محتوا را هنرمندانه تولید می‌کند؛ چون توانایی ساختن هویّت و حافظه یِ جمعی دارد؛ چون از ساده‌ترین ابزارها پیچیده‌ترین پیام‌ها را خلق می‌کند؛ و چون می‌تواند در زمان و فرهنگ بازتولید و تداوم یابد.

شعر، در حقیقت، عالی‌ترین فناوریِ نرمِ انسان است. فناوری‌ای که نه با دست، بلکه با ذهن ساخته می‌شود؛ نه ماده تولید می‌کند، بلکه معنا؛ نه ساختمان می‌سازد، بلکه هویّت؛ و نه لحظه‌ای را ثبت می‌کند، بلکه فرهنگی را.

جهت دانلود فایل پی دی اف یادداشت اینجا کلیک کنید.

دکتر مهدی حمزه پور

دانشیار گروه علوم تصمیم و سیستم‌های پیچیده دانشکده مدیریت دانشگاه امام صادق (ع)

مشاور رئیس و رئیس اندیشکده فناوری نرم دانشگاه امام صادق (ع)

اشتراک گذاری:
برچسب ها: #دکتر_مهدی_حمزه_پوراندیشکده_فناوری_نرمفناوری نرم
در تلگرام
کانال ما را دنبال کنید!
Created by potrace 1.14, written by Peter Selinger 2001-2017
در آپارات
ما را دنبال کنید!

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

هسته مدیریت رسانه (4)
هسته مدیریت رسانه (4) بن‌بست در هرمز؛ چرا نبرد روایت‌ها می‌تواند سرنوشت این درگیری را...
هسته مدیریت رسانه (3)
هسته مدیریت رسانه (3) «نبرد روایت‌ها در جنگ تحمیلی سوم؛ از عملیات روانی تا ایستادگی...
هسته مدیریت رسانه (2)
هسته مدیریت رسانه (2) نقش فناوری نرم رسانه، در تبدیل سوگ به حماسه و فقدان...
هسته مدیریت رسانه (1)
هسته مدیریت رسانه (1) از میدان تا رسانه: نقش فناوری نرم رسانه در مدیریت ادراک...
به سوی فهم فناوری نرم (95)
به سوی فهم فناوری نرم (95) تصمیم‌گیری در مِه؛ نقشه‌راه مدیریتِ راهبردیِ تحتِ فشار  (SCA)...
هسته سیاست‌گذاری (3)
هسته سیاست‌گذاری (3) گزارش سیاستی؛ اثربخشی فناوری نرم در مدیریت پیامدهای زیست‌محیطی و زیرساختی حین...

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • اخبار
  • معرفی کتاب
  • مقالات فناوری نرم
  • هسته مدیریت رسانه
  • یادداشت های فناوری نرم
نوشته‌های تازه
  • هسته مدیریت رسانه (4)
  • هسته مدیریت رسانه (3)
  • هسته مدیریت رسانه (2)
  • هسته مدیریت رسانه (1)
  • به سوی فهم فناوری نرم (95)
softtechisu
  • تهران، سعادت آباد، پل مدیریت، دانشگاه امام صادق، اندیشکده فناوری نرم
  • 02188080733
  • 02188080733
  • softtechisu.com@gmail.com
فهرست اندیشکده
  • حساب کاربری من
  • سبد خرید
  • از ما بپرسید
  • سیاست ها و قوانین سایت
این سایت متعلق به تیم اندیشکده فناوری نرم دانشگاه امام صادق (ع) می باشد

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت