به سوی فهم فناوری نرم (74)
به سوی فهم فناوری نرم (74)
نَبَرد در قلمرو ششم ؛ فناوریهای نرم شناختی در منازعه ایران و جبهه غَربی_عِبری
در ادبیات کلاسیک نظامی، جنگها همواره در پنج قلمرو شناختهشده شامل زمین، دریا، هوا، فضا و سایبر تعریف میشدند، امّا؛ در پارادایم نوین منازعات بینالمللی، مفهوم جغرافیا از مرزهای خاکی به قلمروهای مغزی جابجا شده و جهان شاهد ظهور قلمرو ششم یا همان قلمرو شناخت (Cognitive Domain) است. در این چارچوب، فناوریهای نرم شناختی (Soft Cognitive Technologies) که ترکیبی از علوم اعصاب، روانشناسی اجتماعی، دادهکاوی کلان (Big Data) و هوش مصنوعی هستند، ستون فقرات جنگهای نسل ششم را تشکیل میدهند. برخلاف نبردهای سنّتی که بر انهدام زیرساختهای فیزیکی متمرکز بودند، این فناوریها با هدف مهندسی ناخودآگاه و تغییر ساختار پردازش اطلاعات، به دنبال فَلَجسازی تحلیلی (Analytical Paralysis) نخبگان و تودهها هستند تا اراده ملّی را از درون فروپاشیده و محاسبات استراتژیک حریف را بازآرایی کنند. در نبرد کنونی میان جمهوری اسلامی ایران و محور غَربی_عِبری، ما با یک کودتای اِدراکی روبرو هستیم که در آن از تکنیکهای پیشرفتهای نظیر کنترل بازتابی (Reflexive Control) بهرهبرداری میشود؛ تکنیکی که با انتقال جهتدارِ اطلاعات، حریف را وادار میکند تا با اراده خود، تصمیمی را اتخاذ کند که در نهایت به سود استراتژی دشمن است. این روند با استفاده از ریزهدفگیری رفتاری (Behavioral Micro-targeting) تقویت میشود، به گونهای که با تحلیل پروفایل روانی شهروندان در بسترهای دیجیتال، پیامهای سیاسی دقیقاً بر اساس سوگیریهای شناختی (Cognitive Biases) فردی شخصیسازی میشوند. علاوه بر این، در حوزه نوروسیاست (Neuro-politics)، دشمن با هدف قرار دادن مراکز هیجانی مغز از طریق تصاویر تکاندهنده و اخبار متعدّد جَعلی، تلاش گسترده و همه جانبه ای میکند ترس جمعی را جایگزین عقلانیت استراتژیک نماید. ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در این عرصه، دکترین بازدارندگی شناختی را دنبال میکنند که بر پایه ترور شخصیت ملّی ایران و ایجاد گسست میان حاکمیت و بدنه اجتماعی استوار است. رژیم صهیونیستی با همگامسازی عملیاتهای سایبر-شناختی (Cyber-Cognitive Synchronization)، حملات فیزیکی محدود را به ابزاری برای القای حس ناکارآمدی و فروپاشی اقتدار در ذهنیت جامعه تبدیل میکند. در این میان، کشورهایی که میزبان پایگاههای نظامی آمریکا و سِنتکام هستند، عملاً به هابهای عملیات روانی و ایستگاههای شستشوی اطلاعاتی (Information Laundering) تبدیل شدهاند. وظیفه این اَقمار اِدراکی، بومیسازی روایتهای ساخته شده در اتاقهای فکر غربی و پیشبرد پروژههای عادیسازی (Normalization Projects) است تا از این طریق، مقاومت بومی را ماجراجوییِ بیفایده و حضور بیگانگان را ضامن امنیت جلوه دهند. در مقابل این تهاجم چندلایه، جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر سرمایه اجتماعی دینی و فرهنگ مقاومت، به نوعی پدافند معناگرا دست یافته است، اما ضرورت ایجاب میکند که برای حفظ اقتدار در نظم نوین جهانی، به سمت حاکمیت شناختی (Cognitive Sovereignty) حرکت کند. این امر مستلزم توسعه هوش مصنوعی بومی برای تحلیل معنایی و مقابله پیشدستانه با عملیات نفوذ دشمن است. همچنین، استفاده از عدالتخواهی بینالمللی به عنوان یک سلاح شناختی میتواند گسستهای ادراکی را در داخل جوامع غربی هدف قرار دهد. در این مقطع حساس، دانشگاه و جامعه نخبگانی نه تنها به عنوان یک نهاد آموزشی، بلکه به عنوان اتاق جنگ شناختی و خط مقدم تولید قدرت نرم شناخته میشوند.
اساتید و دانشجویان موظفند با تبیین تمایز میان اطلاعات القایی و واقعیتهای ژئوپلیتیک، و با بهرهگیری از علوم اعصاب شناختی (Cognitive Neuroscience)، تابآوری ملّی را ارتقا بخشند. به عبارت دقیق تر و تفصیلی تر اساتید و دانشجویان باید در سه لایه کلیدی زیر نقشآفرینی کنند:
۱. لایه اپیستِمیک (معرفتی): تبیین این حقیقت که اطلاعات لزوماً آگاهی نیست. نخبگان باید مرز میان دادههای القایی دشمن و واقعیتهای ژئوپلیتیک را برای جامعه روشن کنند.
۲. لایه تکنولوژیک: سرمایهگذاری بر روی علوم اعصاب شناختی (Cognitive Neuroscience) جهت درک چگونگی تأثیر سیگنالهای دیجیتال بر روانشناسی سیاسی جامعه و ارائه راهکارهای علمی برای افزایش تابآوری ملی.
۳. لایه دیپلماتیک: ایجاد شبکههای نخبگانی با اساتید دانشگاههای جهان اسلام و کشورهای همسو برای مقابله با روایتهای یکجانبهای که از سوی اتاقهای فکر مستقر در پایگاههای آمریکایی منطقه صادر میشود.
نتیجهگیری: از تسخیر خاک تا تسخیر معنا
پیروز نهایی این منازعه منطقه ای، طرفی نخواهد بود که صرفاً زرّادخانههای بزرگتری در اختیار دارد، بلکه بازیگری است که بتواند روایت غالب را در ذهن جهانیان تثبیت کرده و معنای پیروزی را بازتعریف کند. فناوریهای نرم شناختی، سلاحهای کشتار جمعی عصر جدید هستند که به جای جسم، اراده را هدف میگیرند. از این رو، جهاد تبیین فناورانه و دیدهبانی دقیق نخبگان دانشگاهی، تنها راه صیانت از مرزهای ذهنی و تاریخی ملت در برابر شعبدههای الگوریتمیک دشمن است. ما مکلف هستیم با پیوند میان ایمان، بصیرت سیاسی و دانش روز، سدّ شناختی مستحکمی بنا کنیم که اجازه ندهد جای ظالم و مظلوم در حافظه تاریخی ِجمعیِ ما تغییر یابد.
جهت دانلود فایل پی دی اف یادداشت اینجا کلیک کنید.
دکتر مهدی حمزه پور
دانشیار گروه علوم تصمیم و سیستمهای پیچیده دانشکده مدیریت دانشگاه امام صادق (ع)
مشاور رئیس و رئیس اندیشکده فناوری نرم دانشگاه امام صادق (ع)

دیدگاهتان را بنویسید