به سوی فهم فناوری نرم (83)
به سوی فهم فناوری نرم (83)
ماشِه در ذهن، ویترین در میدان
(تَبارشناسیِ اِدراکیِ قدرت در نَبرد اسفند ۱۴۰۴)
در منطقِ بنیادین و لایهبندیشدۀ فناوریِ نرم (Soft Technology)، جنگها پدیدههایی صرفاً فیزیکی یا محصولِ تصادف نیستند که با نخستین غُرّشِ موشکها در دلِ شبهای رمضان ۱۴۰۴ آغاز شده باشند؛ بلکه هر نبردِ سختی، پیش از وقوع، یک تخمیرِ اِدراکی (Perceptual Fermentation) طولانی و پیچیده را در اتاقهای محاسباتی و اندیشکدههای دشمن پشت سر گذاشته است. اگر میدان نَبرد (Battlefield) در اسفندماه را به مثابه یک ویترینِ نهایی (Final Showcase) در نظر بگیریم، آنچه در این ویترین به تماشا گذاشته شد، تنها خروجیِ بصری و فیزیکیِ محاسباتی بود که ماهها پیش از آن، در لایههای پنهان و نرمِ قدرت صورت گرفته بود. از منظر فناوری نرم، پیروزی یا شکست در یک رویارویی تمدّنی، نه در انبارهای تسلیحاتی و زاغههای مهمّات، بلکه در ترازبندیِ تصویرِ قدرت (Alignment of Power Image) و مهندسیِ ذهنیّتِ رقیب (Competitor’s Mindset Engineering) نهفته است. دشمن زمانی دست به ماشه میبَرد و جسارتِ تهاجم مییابد که در مدلسازیهای راهبردی (Strategic Modeling) خود، به این جمعبندی نهایی برسد که ارادهی ملّی (National Will) در طرف مقابل دچار فرسایش شده یا زنجیره فرماندهی و اتّصال (Chain of Command and Connectivity) در لایههای زیرینِ اجتماعی با لُکنَت و گُسَست مواجه گشته است.
در حقیقت، مفهوم آنتُروپی پَساهِژِمونیک (Post-Hegemonic Entropy) که توصیفگر وضعیتی از بینظمی و پیشبینیناپذیریِ فزاینده در سیستم جهانی (Global Systemic Unpredictability) ناشی از فرسایش قدرتهای بزرگ و خلاء قواعدِ بازدارنده است، در اینجا معنای دقیق خود را بازمییابد؛ در جهانی که قواعد بینالمللی دیگر خاصیتِ بازدارندگی (Deterrence) ندارند، تنها عنصری که میتواند مانع از تهاجمِ عُریان شود، تصویرِ خللناپذیرِ یکپارچگیِ سیستمی (Image of Systemic Integrity) است. تهاجمِ گسترده در اسفند ۱۴۰۴، بیش از آنکه برآمده از یک برتریِ مطلقِ فناورانه در حوزه سختافزار باشد، محصولِ مستقیمِ یک خطای محاسباتی در حوزه اِدراک (Perceptual Calculation Error) بود. دستگاههای محاسباتی دشمن با رصدِ دقیقِ گُسَلهای احتمالی در فناوری نرمِ حُکمرانی و تحلیلِ نقاطِ اِصطکاکِ داخلی، به این تَوهُّمِ استراتژیک (Strategic Illusion) دچار شدند که سیستمِ دفاعی ایران دچار نوعی خودتخریبیِ سازمانیافته (Organized Self-Destruction) شده و آستانه تحمّلِ ملّی به کمترین میزانِ تاریخی خود رسیده است. آنها میدانِ جنگِ رمضان را نه برای تسخیرِ صِرفِ جغرافیای خاک، بلکه به عنوان آزمونی برای اثباتِ فروپاشیِ این تصویرِ اقتدار طراحی کرده بودند تا نشان دهند که لایههای نرمِ قدرت، توانِ پشتیبانی از لایههای سخت را ندارند. امّا آنچه تمامِ سناریوهای نوشته شده در اتاقهای فکرِ متخاصم را به شکستی سنگین کشاند، فعال شدنِ هوشمندانه و ناگهانیِ مکانیسمهای خودترمیمگر (Self-Healing Mechanisms) در قلبِ فناوری نرمِ ایران بود. در شرایطی که دشمن تصور میکرد با ضرباتِ پیاپی به ارکانِ اصلی، سیستم دچار فروپاشیِ زنجیرهای (Cascading Failure) خواهد شد، واقعه ۱۷ اسفند و انتصابِ بیدرنگِ رهبری جدید، همچون صاعقهای بر پیکرهی این محاسباتِ اِدراکی فرود آمد. این انتقالِ قدرتِ نمادین و در عین حال ساختاری، فراتر از یک اقدامِ قانونی، یک نوآوری در فناوریِ بقا (Survival Technology Innovation) بود؛ چرا که به جهان مخابره کرد نظامِ معنایی (Semantic System) و سلسلهمراتبِ نَهادی (Institutional Hierarchy) در ایران، در لایهای از نرمافزارِ قدرت تثبیت شده است که با حذفِ اشخاص، دچار انهدام نمیشود، بلکه بلافاصله خود را بازتنظیم (Reset) و بازتولید مینماید. دشمن در ویترینِ اسفندماه، با واقعیتی مواجه شد که در محاسباتِ پیشینیِ خود نادیده گرفته بود: اصالتِ پیوندهایِ نرم.
این تجربه سِتُرگِ تاریخی به ما میآموزد که در قرنِ بیست و یکم، بازدارندگی، ماهیّتی کاملاً اطلاعاتی-اِدراکی یافته است. اگر یک نظامِ سیاسی نتواند در دورانِ صُلح، روایتِ کارآمدی (Narrative of Efficiency) و انسجامِ درونی (Internal Cohesion) خود را به عنوان یک فناوری نرمِ تهاجمی به ذهنِ رقیب تحمیل کند، در واقع او را به طمعِ آزمودنِ بختِ خود در میدانِ سخت تشویق کرده است. حقیقتِ عُریان این است که هر حُفره در سیستمِ خدماتِ اجتماعی و هر درجه فرسایش در سرمایه اجتماعی (Social Capital)، در حُکمِ یک سیگنالِ ضَعف (Weak Signal) است که به اتاقهای محاسباتی دشمن ارسال میشود و آنها را به سمتِ طراحیِ حمله سوق میدهد. پیروزیِ پایدارِ ما در دورانِ پَساجنگِ رمضان، نه فقط در نوسازیِ ناوگانِ دفاعی، بلکه در بازسازیِ بنیادینِ آن تصویرِ مقتدری است که هیچگاه اجازه ندهد بار دیگر سایه شوم از تصویر ناتوانی، ضعف، بی برنامگی یا به عبارتی آنتروپیِ ناشی از تَوهُّمِ ضَعف (Entropy of Weakness Illusion)، دشمن را به خطای محاسباتی وادار کند. ما باید با شجاعتِ تمام بپذیریم که در جهانِ پرآشوب و بیقاعدهی امروز، توجه، برنامه ریزی راهبردی، اجرایی سازی و کنترل راهبردی مربوط به حُکمرانیِ خوب، شفّاف و هوشمند (Smart and Transparent Governance)، نه فقط یک انتخابِ مدیریتی برای توسعه و پیشرفت، بلکه حیاتیترین لایهی پدافندی و پیشرفتهترین شکل از فناوریِ نرمِ ملّی برای صیانت از کُلّیََتِ هستی و بقای تمدّنی (Civilizational Survival) است. میدان نَبرد، تنها گواهی میدهد که ما در خانه، چقدر در ساختنِ بنیانهای نرمِ قدرت (Soft Foundations of Power) موفق یا ناکام بودهایم.
جهت دانلود فایل پی دی اف یادداشت اینجا کلیک کنید.
دکتر مهدی حمزه پور
دانشیار گروه علوم تصمیم و سیستمهای پیچیده دانشکده مدیریت دانشگاه امام صادق (ع)
مشاور رئیس و رئیس اندیشکده فناوری نرم دانشگاه امام صادق (ع)

دیدگاهتان را بنویسید