به سوی فهم فناوری نرم (84)
به سوی فهم فناوری نرم(84)
فناوریِ نَرم اجتماعیِ حُضور: معمّایِ حَیات یا مَمات
در ادبیاتِ امنیتِ مُدرن و بهویژه در پارادایمهای نوین مطالعاتِ استراتژیک، جنگها دیگر تنها به معنای درگیریِ فیزیکیِ ارتشها و تخریبِ زیرساختهای سخت نیستند؛ بلکه آنجا که حملهای به هویّتِ جمعی، انسجامِ اجتماعی و ادراکِ عمومی از سوی بازیگرانِ متخاصم طراحی شود، مفهومِ جنگ با معنایِ عمیقتری از همپوشانیِ فناوریهای نرم و سخت تعریف میگردد. در این میان، فناوری نرم اجتماعی (Social Soft Technology) به عنوان یکی از حیاتیترین و در عین حال نادیدهگرفتهشدهترین عناصرِ بازدارندگیِ غیرمستقیم، نقشی محوری در مقابله با سناریوهایِ جنگِ ترکیبی و جنگِ نامتقارن ایفا میکند. در روزهایِ جنگِ تحمیلی و بهویژه در دورانِ درگیریهایِ اسفند ۱۴۰۴ که به رمضانِ خونین شهرت یافت، آنچه از منظرِ جامعهشناسیِ سیاسی و امنیتِ ملّی قابلتأملتر بود، نهتنها واکنشهایِ نظامیِ ارتش و سپاه، بلکه حضورِ گسترده، خودجوش و مداومِ مردمِ سراسرِ ایران در خیابانها و میادین بود که در عمقِ تحلیلهایِ امنیتی، میتوان آن را بهعنوان فناوری نرم اجتماعیِ حضور (Social Presence Technology) توصیف کرد. این فناوری به معنایِ بهکارگیریِ هوشمندانه، منظّم و هدفمندِ حضورِ فیزیکیِ تودههایِ انسانی در فضاهایِ عمومی، نه صرفاً بهمثابهی یک نمایشِ اعتراضی یا سیاسی، بلکه بهعنوان یک مکانیسمِ دفاعی، یک سپرِ روانی-اجتماعی در برابرِ جنگِ شناختی و تهاجمِ اغتشاشگرانِ داخلی و خارجی است. از منظرِ تئوریِ سیستمها و امنیتِ ملّی، حضورِ خیابانیِ مردم، اگرچه به ظاهر ساده و غریزی به نظر میرسد، امّا در واقع یک فناوری پیچیده و چندلایه است که در لایههایِ زیرینِ اجتماعی عمل میکند. نخستین و مهمترین کارکردِ این فناوری، شکستنِ ایزولهیِ ترس (Breaking the Isolation of Fear) است. در جنگهایِ ترکیبی، یکی از کلیدیترین ابزارهایِ دشمن برای ایجادِ ناامیدی و تسلّطِ روانی بر جامعه، ایجادِ توهُّمِ تنهایی و بیپناهی در میانِ شهروندان است.
وقتی یک فرد یا خانواده، احساس کنند که تنها هستند و هیچکس بهجانبِ آنها حضور ندارد، تمایل به مقاومت و مقابله در مقابلِ تهدیداتِ خارجی و داخلی کاهش مییابد. حضورِ پُرشور و نشاطِ خیابانیِ مردم، با ایجاد یک نمایندهیِ فیزیکیِ جمعی (Physical Collective Representation)، این توهُّمِ تنهایی را از بین میبرد و به افرادِ جامعه اطمینان میدهد که آنها بخشی از یک کلِ یکپارچه و هماهنگ هستند. این حضور، نهتنها یک پیامِ بصری به دشمن، بلکه یک پیامِ روانی به خودِ مردم است که نشان میدهد ما تنها نیستیم و نظام، مردم است.
دومین لایهی عملیاتیِ فناوری نرم اجتماعیِ حضور، تغییرِ معادلهیِ هزینه-فایده برای بازیگرانِ متخاصم است. در تحلیلهایِ اقتصادیِ امنیتی، هرگونه اقدامی بر اساسِ محاسبهیِ هزینهها و منافعِ آن انجام میشود. اغتشاشگرانِ داخلی و خارجی، قبل از هر اقدامِ خرابکارانهای، این محاسبات را انجام میدهند که آیا با ورودِ به فضایِ عمومی و ایجادِ اختلال، موفقیتپذیر خواهند بود یا خیر. در شرایطی که حضورِ خیابانیِ مردم در یک وضعیتِ عادی و عاری از تهدید باشد، ممکن است به دشمن اجازه دهد تا با تکیه بر فضایِ خالیِ عمومی، اقداماتِ خود را پیش ببرد. اما وقتی حضورِ مردم در خیابانها بهصورتِ مداوم، گسترده و منظم صورت گیرد، معادله تغییر میکند. این حضور، هزینهیِ عملیاتِ امنیتیِ دشمن را افزایش میدهد، چون هرگونه اقدامِ خرابکارانه در حضورِ میلیونیِ مردم، ریسکِ افشایِ هویتِ اجراکنندگان را افزایش میدهد و از سوی دیگر، امکانِ پنهانماندن و فرار از صحنه را کاهش میدهد. بنابراین، حضورِ خیابانی، بهعنوان یک بازدارندگیِ پیشدستانه (Pre-emptive Deterrence) عمل میکند و پیش از آنکه جنگ فیزیکی آغاز شود، با تغییرِ شرایطِ محیطی، موفقیتِ تهاجمیِ دشمن را غیرممکن یا کمفایده میسازد.
سومین و شاید مهمترین لایه، تثبیتِ روایتِ رسمیِ قدرت در برابرِ روایتهایِ فرعیِ دشمن است. در جنگِ ترکیبی، روایتِ حقیقت، قدرتمندترین سلاح است. دشمنان، با استفاده از فضایِ مجازی و رسانههایِ تحتِ نفوذ خود، سعی میکنند روایتی از واقعیت را تحمیل کنند که در آن، حکومت و مردم در مقابلِ یکدیگر قرار دارند و اغتشاش بهمثابهی یک انقلابِ مدنی تصویر میشود. حضورِ خیابانیِ مردم، این روایتِ کاذب را خنثی میکند، چون نشان میدهد که مردمِ واقعی، نه در کنارِ معترضان، بلکه در کنارِ نظام و در حمایت از امنیتِ ملّی حضور دارند. این حضور، یک تثبیتکنندهیِ روایت (Narrative Stabilizer) است که با ایجادِ یک واقعیتِ فیزیکیِ ملموس، در مقابلِ واقعیتِ مجازیِ تحریفشده میایستد. مردم، با حضورِ خود در خیابانها، روایتِ رسمیِ قدرت را تقویت میکنند و روایتِ دشمن را از حالتِ حقیقتِ پذیرفتهشده به حقیقتِ قابلانکار تبدیل میکنند و این امر در شرایط پیچیده جنگ شناختی حاضر از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.
از منظرِ جامعهشناسیِ سیاسی، حضورِ خیابانی، بهعنوان یک فضایِ عمومیِ مقاومت (Space of Resistance) نیز عمل میکند. این فضا، نهتنها یک محلِ فیزیکی، بلکه یک اکوسیستمِ اجتماعی است که در آن، ارزشها، هنجارها و هویتِ جمعیِ جامعه بازتولید میشود. وقتی مردم در خیابانها حضور پیدا میکنند، نهتنها برای یک هدفِ آنی، بلکه برای تداومِ یک سبکِ زندگیِ مشترک و فرهنگِ مشترک حضور مییابند. این حضور، به جامعه اجازه میدهد تا در برابرِ تلاشهایِ تفرقهاندازِ دشمن، یک هویتِ واحد را حفظ کند. در این فضا، تفاوتهایِ قومی، زبانی و فرهنگی، در برابرِ یک هویتِ ملّیِ اصیل جای میگیرند و این باعث میشود که تاکتیکهایِ تفرقهافکنیِ دشمن، به نتیجهیِ مطلوبِ آنها نرسند.
در شرایطِ جنگِ تحمیلی و بهویژه در جنگهایِ نامتقارن و ترکیبی، حضورِ خیابانیِ مردم، بهعنوان یک سپرِ اجتماعی (Social Shield) عمل میکند که جلوی نفوذِ ایدهها و القائاتِ معاند را میگیرد. این سپر، بهویژه در زمانهایی که سیستمهایِ امنیتی و پلیسی بهتنهایی قادر به پوششِ کاملِ فضایِ عمومی نیستند، حیاتیترین ابزارِ دفاعِ اجتماعی محسوب میشود. مردم، با حضورِ خود در خیابانها، نقشِ نگهبانانِ خودی (Self-Guards) را ایفا میکنند و هرگونه اقدامِ مشکوک یا خرابکارانه را زودتر از نیروهایِ امنیتی شناسایی و گزارش میدهند. این حضور، یک شبکهیِ اطلاعاتیِ خودجوش (Spontaneous Intelligence Network) را ایجاد میکند که بهصورتِ زنده و واقعی، اطلاعاتِ امنیتی را جمعآوری و پردازش میکند.
یکی از مهمترین ویژگیهایِ فناوری نرم اجتماعیِ حضور، پویایی و تغییرپذیری آن است. برخلافِ فناوریهایِ سخت که ثابت و قابلپیشبینی هستند، حضورِ خیابانیِ مردم، پویا، سیال و غیرقابلپیشبینی است. این ویژگی، دشمن را مجبور میکند تا دائماً سناریوهایِ خود را بازنگری کند، چون نمیتواند بهصورتِ قطعی پیشبینی کند که مردم در کدام میدان، در چه ساعتی و با چه فرمولی حضور خواهند یافت. این عدمقطعیتِ راهبردی، یک مزیّتِ بزرگِ امنیتی برای طرف مدافع است، چون دشمن نمیتواند بهصورتِ برنامهریزیشده و دقیق، اقداماتِ خود را هماهنگ کند.
در پایان، میتوان گفت که حضورِ خیابانیِ مردم در روزهایِ جنگِ تحمیلی، یک پدیدهیِ غریزی و تصادفی نبود، بلکه نتیجهیِ یک فرآیندِ طولانیِ فرهنگسازیِ امنیتی و سرمایهگذاریِ بلندمدت بر روی فناوری نرم اجتماعی است. این حضور، محصولِ سالها تلاش برای ایجادِ هویتِ ملّیِ مشترک، تقویتِ سرمایهی اجتماعی و نهادینهسازیِ ارزشهایِ دفاعی در بینِ مردم بود. در این راستا، حضورِ خیابانی، نهتنها یک واکنشِ لحظهای، بلکه یک فناوریِ بقا (Survival Technology) است که بهصورتِ مداوم و در طولِ زمان، حفظ و تقویت میشود. اگر این فناوری، بهدرستی درک، مدیریت و هدایت شود، میتواند بهعنوانِ یکی از مؤثرترین ابزارهایِ بازدارندگیِ غیرمستقیم در برابرِ جنگهایِ ترکیبی و تهاجمیِ شناختی عمل کند.
حقیقتِ نهایی این است که در جهانِ امروز، جنگها نهتنها در میدانهایِ نبردِ فیزیکی، بلکه در ذهنها، در رسانهها، در خیابانها و در فضایِ عمومیِ هر جامعهای رخ میدهند. هر کشوری که نتواند، این فضایِ عمومی را با حضورِ خودآگاهِ مردم و فرهنگِ امنیتی پُر کند، در برابرِ جنگِ شناختی و تهاجمیِ دشمنان، آسیبپذیر خواهد ماند. بنابراین، سرمایهگذاری بر روی فناوری نرم اجتماعی و بهویژه فناوری نرم اجتماعیِ حضور، نهتنها یک انتخابِ راهبردی، بلکه یک ضرورتِ حیاتی برای بقا و تداومِ حیاتِ ملی است.
جهت دانلود فایل پی دی اف یادداشت اینجا کلیک کنید.
دکتر مهدی حمزه پور
دانشیار گروه علوم تصمیم و سیستمهای پیچیده دانشکده مدیریت دانشگاه امام صادق (ع)
مشاور رئیس و رئیس اندیشکده فناوری نرم دانشگاه امام صادق (ع)

دیدگاهتان را بنویسید