به سوی فهم فناوری نرم (90)
به سوی فهم فناوری نرم(90)
دلالتهای جنگ تحمیلی سوم بر اعتبار و بِرَندِ ملّی ایران
بِرندسازی ملّی[1] در تراز تحلیلهای راهبردی، فراتر از اِنگارههای سادهانگارانه بازاریابی یا تزیین تصاویر ذهنی، فرایندی برآمده از بَطنِ حقیقت حُکمرانی و توانمندی ساختاری یک نظام سیاسی در تولید معنا از دل بحرانهاست. در واقع، ابعاد کِیفی حکمرانی، انسجام نظام یافته اجتماعی و سقف تابآوری یک ملّت در مواجهه با تهدیدهای وجودی، شالوده اصلی تصویر کشور را در اِدراک نخبگان و افکار عمومی جهان پیریزی میکند. از این منظر، بِرند ملّی نه پدیدهای انتزاعی و منبعث از پروپاگاندای رسمی، بلکه محصول همافزایی بالای کارآمدی عینی و سرمایه نمادین[2] است؛ به گونهای که اگر سیستمی در شرایط ثبات، پیشبینیپذیری و در شرایط بحران، پایداری ساختاری خود را حفظ کند، بِرند ملّی آن تقویت میشود و در مقابل، هرگونه گُسَست میان روایت رسمی و واقعیت میدانی در بزنگاههای تاریخی، به فرسایش بنیادین این اعتبار منجر خواهد شد. از همین زاویه دید، جنگ تحمیلی سوم که از اسفند ۱۴۰۴ علیه کیان ایران آغاز و در فروردین ۱۴۰۵ تداوم یافت، صرفاً یک رویارویی نظامی در جغرافیای سخت نبود، بلکه به مثابه یک آزمون چندساحَتی و سرنوشتساز برای بِرند ملُی ایران تَجَلّی یافت که در آن، نسبت میان قدرت سخت و نرم، نظم نهادی و اعتماد عمومی، و در نهایت روایت حاکمیتی و ادراک اجتماعی به بوته سنجش گذاشته شد.
نکته راهبردی در تبیین نسبت میان جنگ تحمیلی سوم و منطق بِرندسازی ملّی، درونیسازی این واقعیت است که منازعات معاصر در قالب جنگهای ترکیبی[3] ، دیگر صرفاً در میدانهای کلاسیک نبرد تعیین تکلیف نمیشوند. در این پارادایم نوین، ابزارهای نظامی تنها بخشی از یک منظومه پیچیدهتر هستند که با جنگ روایتها[4] ، دستکاری نظاممند ادراکات[5] و گسلسازیهای اجتماعی پیوند خوردهاند. بنابراین، مواجهه ایران در جنگ تحمیلی سوم، یک دفاع لایهبندی شده است که در آن، صیانت از مرزها و زیرساختها با ضرورت دفاع از تصویر تمدّنی و ملّی همتراز شده است. اعتبار و پایداری این تصویر در ذهنیت جهانی، خود به یکی از مولفههای اصلی بازدارندگی[6] تبدیل میشود؛ چرا که کشوری که بتواند از فروپاشی نمادین و ذهنی در برابر فشارهای خُردکننده جلوگیری کند، عملاً آسیبپذیری خود را در ساحَت قدرت سخت نیز به حداقل میرساند و بِرند خود را به مثابه یک قدرت باثبات و تسلیمناپذیر در نظام بینالملل تثبیت مینماید.
تحلیل واقعبینانه از مناسبات قدرت در جنگ تحمیلی سوم نشان میدهد که تراز اعتبار یک کشور، بیش از آنکه مرهون صِرفِ رُخدادهای نظامی باشد، در گرو کیفیت پاسخ ساختار اجتماعی به وضعیت بحران است. هنگامی که نهادهای تصمیمساز و لایههای مختلف جامعه در یک همراستایی راهبردی، مانع از بروز سردرگمی و فروپاشی اِدراکی میشوند، این هماهنگیِ ساختارمند به مؤلفهای کلیدی در بازتعریف برند ملی بدل میگردد؛ چراکه در حافظه تاریخی جهان، تنها ملتهایی به عنوان کنشگران اصیل و اتکاپذیر شناخته میشوند که در برابر تکانِههای خُردکننده بحران، انسجام درونی خود را حفظ کردهاند. از این منظر، جنگ تحمیلی سوم فرصتی تاریخی برای بازنمایی پیوند میان کارآمدی نهادی[7] و همبستگی اجتماعی[8] فراهم آورده است. برند ملی مستحکم، محصول دیالکتیک میان حاکمیت و مردم است؛ به گونهای که اگر در تلاطم بحران، جامعه احساس تنهایی نکند و حاکمیت نیز بر مدار اعتماد عمومی حرکت نماید، تهدیدهای وجودی به جای فرسایش هویّت، به شکوفایی سرمایه نمادین و تثبیت عاملیت تاریخی ملت ایران منجر خواهد شد.
در امتداد این تحلیل، بِرندسازی ملّی در ساحت جنگ تحمیلی سوم، به شدت به کیفیت روایتگری راهبردی[9] وابسته است. در عصر درهمتنیدگی واقعیت و فضای سایبر، اعتبار[10] یک کشور زمانی تقویت میشود که روایت رسمی، نه بر بنیان اِغراق و اِنکار، بلکه بر پایه انطباق هوشمندانه با واقعیات میدانی استوار باشد. اگر زبان رسمی بتواند بدون افتادن در دام کلیشههای تبلیغاتی، تجربهی زیستهی ملّت در بحران را با دقت و انسجام صورتبندی کند، این روایتگری صادقانه خود به منبعی برای تولید قدرت نرم تبدیل میشود. بنابراین، موفقیت در جنگ تحمیلی سوم تنها در گِرو پیروزی در میدانهای نبرد نیست، بلکه در توانمندی کشور برای ارائه روایتی اصیل، اعتمادساز و متمایز از هویت ملی نهفته است؛ پاسخی صریح به این پرسش که آیا ساختار سیاسی و اجتماعی ایران میتواند بحران را به فرصتی برای بازتولید اعتبار جهانی خود تبدیل کند یا خیر. بیتردید، خروجی این آزمون ادراکی، تعیینکننده جایگاه تمدّنی ایران در نظم نوین جهانی خواهد بود.
جهت دانلود فایل پی دی اف یادداشت اینجا کلیک کنید.
دکتر مهدی حمزه پور
دانشیار گروه علوم تصمیم و سیستمهای پیچیده دانشکده مدیریت دانشگاه امام صادق (ع)
مشاور رئیس و رئیس اندیشکده فناوری نرم دانشگاه امام صادق (ع)

دیدگاهتان را بنویسید