به سوی فهم فناوری نرم (76)
به سوی فهم فناوری نرم (76)
نبردِ ارادهها؛ معماری نوین تصمیمگیری در عصر فناوری نرم
ظهور پارادایم نبردهای ترکیبی (Hybrid Warfare) در قرن بیست و یکم، منطق سنّتی رویاروییهای نظامی را که بر پایه توانمندیهای سختافزاری و تبادل آتش فیزیکی استوار بود، به نفع یک میدان نبرد چندبُعدی و میانرشتهای تغییر داده است. در این الگوی نوین، تمرکز از انهدام فیزیکی به سمت اختلال در سیستمهای محاسباتی و اِدراکی دشمن تغییر یافته و فناوری نرم (Soft Technology) به عنوان پیشران اصلی این تحول شناخته میشود. فناوری نرم در حوزه دفاعی، نه به معنای ابزارهای دیجیتال صِرف، بلکه به مثابه مجموعهای از دانشها، روشها و پروتکلهای سازمانیافته برای مدیریت رفتار انسان، دستکاریِ افکار عمومی و مهندسی فرآیندهای ذهنی تعریف میشود که هدف آن، فلج کردن اراده حریف بدون شلیک حتی یک گلوله است. در این یادداشت تحلیلی، مدلسازی رفتاری سیستمهای نبردی (Behavioral Modeling of Combat Systems) به عنوان ابزاری برای درک پیچیدگیهای این محیط، و اثرات آن بر ساختارهای تصمیمگیریِ گروهی (Group Decision-Making Structures) در سازمانهای دفاعی مورد واکاوی قرار میگیرد.
تحلیل سیستِمیکِ نبردهای ترکیبی نشان میدهد که این نبردها در یک محیط استراتژیک (Strategic Environment) با ویژگیهای آشوبناکی (Chaos) و غیرخطی بودن (Non-linearity) عمل میکنند. برای درک رفتار سیستمهای نبردی در این فضا، استفاده از مدلسازی عاملبنیان (Agent-Based Modeling) ضرورتی اجتنابناپذیر است؛ چرا که در این مدلها، هر واحد نبرد یا هر گره از شبکه به عنوان یک عامل خودمختار (Autonomous Agent) با قواعد رفتاری مشخص تعریف میشود که تعاملات آنها منجر به رفتارهای نوظهور (Emergent Behaviors) در سطح کلان سیستم میگردد. فناوری نرم با نفوذ به لایههای این مدلسازی، تلاش میکند تا قواعد رفتاری این عاملها را از طریق مدیریت اِدراک (Perception Management) دستکاری کند. وقتی اِدراک یک فرمانده یا یک گروه تصمیمگیر از واقعیت میدان نبرد دچار اِعوجاج شود، خروجی سیستمِ نبردی به سمت رفتارهای پیشبینیپذیر برای دشمن یا انفعال سوق مییابد. اینجاست که مفهوم کنترل بازتابی (Reflexive Control) به عنوان یک فناوری نرم قدرتمند ظاهر میشود؛ تکنیکی که در آن یکی از طرفین نبرد، اطلاعاتی را به طرف دیگر منتقل میکند که او را وادار به اتخاذ تصمیمی داوطلبانه، اما در راستای اهداف فرستنده اطلاعات میسازد.
تأثیر فناوری نرم بر ساختارهای تصمیمگیری گروهی در سازمانهای دفاعی را میتوان از منظر علوم تصمیم (Decision Sciences) و مدیریت سیستمها بررسی کرد. سازمانهای دفاعی به طور سنّتی دارای ساختارهای سلسلهمراتبی (Hierarchical Structures) صُلب هستند که برای نبردهای کلاسیک طراحی شدهاند. اما فناوری نرم با ایجاد سَیَلانِ اطلاعاتی و پدیده سرریز اطلاعات (Information Overload)، این ساختارها را با چالش مواجه میکند. در نبردهای نوین، چرخهی تصمیمگیری موسوم به چرخهی اُودا (OODA Loop: Observe, Orient, Decide, Act) به شدت تحت تأثیر فناوریهای نرم شناختی قرار دارد. ابزارهای فناوری نرم با هدف قرار دادن مرحله جهتدهی (Orientation) در این چرخه، باعث میشوند که گروههای تصمیمگیر دچار سوگیریهای شناختی (Cognitive Biases) شوند. پدیدههایی نظیر تفکر گروهی (Groupthink) در ستادهای فرماندهی، تحت فشار شدید و همه جانبه جنگهای روانی و اطلاعاتی تشدید شده و منجر به اتخاذ تصمیماتی میگردد که با واقعیتهای میدان نبرد (Ground Truth) در تضاد است.
علاوه بر این، فناوری نرم از طریق مهندسی اجتماعی (Social Engineering) و عملیاتهای نفوذ دیجیتال، مرز میان جبهه خودی و دشمن را در ساختار تصمیمگیری مخدوش میکند. در یک سیستم نبردی مُدرن، تصمیمگیری دیگر یک فرآیند ایزوله در اتاقهای دربسته نیست، بلکه به شدت تحت تأثیر جَوّ روانی جامعه و فشارهای بینالمللی است که همگی توسط فناوری نرم مدیریت میشوند. مدلسازی رفتاری نشان میدهد که وقتی اعتماد (Trust) به عنوان یک متغیر کلیدی در سیستمهای تصمیمگیری گروهی توسط جنگ نرم دشمن آسیب میبیند، انسجام سازمانی (Organizational Cohesion) فروپاشیده و سیستم نبردی دچار تزلزل عملکردی میشود. در این حالت، سازمان دفاعی علیرغم دارا بودن برتری در تجهیزات سخت، به دلیل اختلال در سیستمعامل ذهنی و نرمافزاری خود، توانایی پاسخگویی هماهنگ به تهدیدات را از دست میدهد.
در نهایت، برای مقابله با این تهدیدات و مدیریت صحیح سیستمهای نبردی، سازمانهای دفاعی نیازمند گذار به سمت سیستمهای حمایت از تصمیم (Decision Support Systems) هوشمند هستند که با منطق علوم تصمیمگیری چندمعیاره (Multi-Criteria Decision Making) و با در نظر گرفتن متغیرهای نرمِ رفتاری طراحی شده باشند. فناوری نرم در اینجا میتواند به عنوان یک ابزار دفاعی نیز به کار گرفته شود؛ به گونهای که با تقویت تابآوری شناختی (Cognitive Resilience) در نیروهای خودی و بازسازی ساختارهای تصمیمگیری به سمت مدلهای شبکهمحور (Network-Centric Models)، امکان واکنش سریع و منعطف به نبردهای ترکیبی را فراهم آورد. مدلسازی دقیق رفتاری به ما میآموزد که در نبردهای عصر جدید، برنده کسی نیست که سلاح قویتری دارد؛ بلکه کسی است که سلسلهمراتب تصمیمگیریاش در برابر فرسایشِ معنایی و حملاتِ شناختی، تابآوری بیشتری نشان دهد.
در واقع، نقطه ثقل (Center of Gravity) در نبردهای نوین از توان آتش به صحت اِدراکتغییر مکان داده است. اگر فناوری نرم بتواند با ایجاد اختلال در محاسبات رقیب، او را به سمت خودتخریبی استراتژیک سوق دهد، عملاً پیروزی بدون شلیک حتی یک گلوله حاصل شده است. از این رو، معماری آینده سازمانهای دفاعی باید بر پایه پروتکلهای ایمنیِ شناختی بنا شود؛ جایی که الگوریتمهای هوش مصنوعی نه برای جایگزینی انسان، بلکه برای پالایش شهود انسانی از سوگیریهای القایی و محافظت از ارادهی جمعی در برابر مهندسی اجتماعی دشمن به کار گرفته میشوند.
در نهایت، غلبه بر چالشهای فناوری نرم در ساختارهای دفاعی، مستلزم گُذار از دفاع سختافزارمحور به بازدارندگی ذهنمحور است. در این پارادایم جدید، ساختار تصمیمگیری باید همچون یک موجود زنده، پتانسیل یادگیری سریع و انطباق پذیری با عدمقطعیتها را داشته باشد. تنها در این صورت است که یک سیستم دفاعی میتواند در تلاطم جنگهای ترکیبی، انسجام درونی خود را حفظ کرده و با بهرهگیری از خِرد جمعیِ صیانتشده، برتری استراتژیک خود را بر دشمن تحمیل کند.
جهت دانلود فایل پی دی اف یادداشت اینجا کلیک کنید.
دکتر مهدی حمزه پور
دانشیار گروه علوم تصمیم و سیستمهای پیچیده دانشکده مدیریت دانشگاه امام صادق (ع)
مشاور رئیس و رئیس اندیشکده فناوری نرم دانشگاه امام صادق (ع)

دیدگاهتان را بنویسید