به سوی فهم فناوری نرم (78)
به سوی فهم فناوری نرم (78)
الگوریتم؛ سلاحِ اقتدارِ نَرم در جبهههای نامتقارنِ عصر جدید
در سپیدهدم قرن بیست و یکم، ماهیت قدرت و منازعه دستخوش دگردیسی بنیادینی شده است که فراتر از ابزارهای سختافزاری، ساحتِ معنا و اراده را هدف قرار میدهد. ظهور فناوری نرم به عنوان پیشران اصلی در این عرصه، نه تنها ابزارهای نبرد، بلکه زیرساختهای بنیادین تصمیمگیری و حکمرانی را بازتعریف کرده است. در این پارادایم نوظهور، نبردها دیگر تنها در جغرافیاهای فیزیکی رخ نمیدهند، بلکه در فضای سیّال و پیچیدهای جریان دارند که میتوان آن را قلمرو حکمرانی الگوریتمی نامید. این نوع حکمرانی، با بهرهگیری از دادههای کلان و پردازشهای هوشمند، به دنبال مدیریت رفتار تودهها و جهتدهی به تصمیمات نخبگان، بدون نیاز به اعمال اجبار فیزیکی است.
در نبردهای عصر نوین، فناوری نرم از یک ابزار پشتیبان به یک سلاح راهبردی تبدیل شده است که هدف اصلی آن، تسخیر سیستمعامل ذهنی حریف است. حکمرانی الگوریتمی در این میان، نقش معماری را ایفا میکند که با استفاده از الگوریتمهای پیشبینیگر، میتواند الگوهای رفتاری جامعه و ساختار دفاعی رقیب را تحلیل و در نقاط بحرانی، با تزریق اطلاعات مهندسیشده، فرآیند محاسبهگری آنها را دچار اختلال کند. این پدیده منجر به ایجاد نوعی نابینایی راهبردی میشود که در آن، فرماندهان و سیاستگذاران علیرغم دسترسی به حجم عظیمی از دادهها، توانایی تشخیص واقعیت از بَرساختههای رسانهای و سایبری را از دست میدهند. در واقع، نبرد در عصر جدید، نبرد میانِ الگوریتمهای تثبیتکننده و الگوریتمهای بیثباتکننده است.
تأثیر این تحول بر ساختارهای دفاعی، فراتر از تغییر در تاکتیکهاست و مستقیماً مشروعیت و انسجام را نشانه میرود. هنگامی که فناوری نرم با منطق حکمرانی الگوریتمی پیوند میخورد، میتواند شکافهای اجتماعی را شناسایی و با بزرگنمایی آنها، سرمایه اجتماعی نظامهای سیاسی را مستهلک کند. در چنین شرایطی، سیستمهای نبردی که بر پایه سلسلهمراتب صُلب و سنّتی بنا شدهاند، در برابر حملات پیچیده و شبکهای که از درونِ پلتفرمهای دیجیتال هدایت میشوند، به شدت آسیبپذیر خواهند بود. فروپاشی انسجام درونی سازمانهای دفاعی تحت فشار عملیاتهای شناختی الگوریتممحور، نمونهای از شکست در لایهی نرم قدرت است که هیچ زرادخانه اتمی یا موشکی قادر به جبران آن نیست.
برای مواجهه با این تهدیدات و بهرهگیری از فرصتهای نبرد نوین، ضرورت دارد دکترینهای دفاعی از رویکردهای سختمحور به سمت بازدارندگی شناختی حرکت کنند. استقرار سیستمهای حمایت از تصمیم که مبتنی بر هوش مصنوعیِ دفاعی و تحلیلهای رفتاری دقیق باشند، سنگبنای این تحول است. حکمرانی الگوریتمی در ساحت دفاعی باید به گونهای طراحی شود که نه تنها تابآوری جامعه و نیروهای مسلح را در برابر نفوذ نرم ارتقا دهد، بلکه با ایجاد یک دیواره آتش اِدراکی، امکان تشخیص و خنثیسازی عملیاتهای فریب را در کسری از ثانیه فراهم آورد. این رویکرد به معنای گُذار به عصر فرماندهی هوشمند است؛ جایی که قدرت برتر از آنِ کسی است که بتواند سریعتر و دقیقتر از رقیب ها، دادهها را به معنا و معنا را به اقدامِ موثر تبدیل کند.
در نهایت، پیروزی در نبردهای قرن جدید در گرو درک این واقعیت است که فناوری نرم و حکمرانیِ الگوریتمی، صرفاً ابزارهای فناورانه نیستند، بلکه محیطهای جدید زیستِ استراتژیک محسوب میشوند. سازمانهای دفاعی که نتوانند خود را با منطقِ شبکهای و پویای این فضا تطبیق دهند، محکوم به شکست در برابر رقبایی هستند که از هوش مصنوعی و علوم شناختی برای مدیریت ارادهها بهره میگیرند. آیندهی امنیت ملّی در گرو توانمندی در مهندسی نرمافزارهای فکری و بازمهندسی ساختارهای تصمیمگیری بر مدار حکمرانی الگوریتمی است؛ چرا که در نبرد عصر نوین، برنده نهایی نه در میدانهای خونین، بلکه در اتاقهای فکر و در لابهلای کُدهای برنامهنویسی تعیین میشود.
جهت دانلود فایل پی دی اف یادداشت اینجا کلیک کنید.
دکتر مهدی حمزه پور
دانشیار گروه علوم تصمیم و سیستمهای پیچیده دانشکده مدیریت دانشگاه امام صادق (ع)
مشاور رئیس و رئیس اندیشکده فناوری نرم دانشگاه امام صادق (ع)

دیدگاهتان را بنویسید