هسته قدرت نرم (1)
هسته قدرت نرم (1)
جایگاه قدرت نرم در مقاومت جمهوری اسلامی ایران در جنگ رمضان
در عصر کنونی، ماهیت قدرت دستخوش تحولی بنیادین شده است. اگر روزگاری توان نظامی و اقتصادی تنها معیار برتری کشورها به شمار میرفت، امروزه قدرت نرم به عنوان یکی از مهمترین مؤلفه تأثیرگذاری در عرصه داخلی و بینالمللی شناخته میشود.
مفهوم قدرت نرم را نخستین بار جوزف نای، نظریهپرداز برجسته روابط بینالملل از دانشگاه هاروارد، مطرح کرد. از دیدگاه وی، قدرت نرم توانایی به دست آوردن خواستهها از طریق جذب و اقناع، به جای اجبار یا پرداخت باج است. در این رویکرد، به جای وادار کردن دیگران با زور یا تطمیع با پول، سعی میشود با جذابیت، ترجیحات و خواستههای آنها را شکل داد.
جمهوری اسلامی ایران در عصر کنونی همواره تلاش نموده قدرت نرم خود را تقویت نماید و اکنون از این میراث گرانبها استفاده نماید. باید گفت مقاومت ایران در جنگ رمضان که در پی تجاوز امریکا و رژیم صهیونیستی به تهران و به شهادت رساندن رهبر جمهوری اسلامی ایران و چندین تن از نیروهای ارشد نظامی آغاز شد، گواه از توانمندی ایران در این عرصه قدرت است. ایالات متحده امریکا و رژیم صهیونیستی با به کارگیری قدرت سخت علیه ایران در تلاش هستند حکومت در ایران را تغییر دهند و به پیروزی دست یابند. این هدف قرار بود در ابتدای جنگ و در طی دو هفته محقق شود، اما با گذشته بیش از یک ماه از آغاز جنگ نه تنها این هدف محقق نشده بلکه حکومت جمهوری اسلامی قوی تر از قبل در طی ادامه مسیر خود است.
واقعیت این است که اتاق فکرها و نهادهای اطلاعاتی و جنگی ایالات متحده در طول این جنگ به ارزیابی مقاومت و نحوه جنگ ایران پرداخته اند. ارزیابی شورای اطلاعات ملی آمریکا نشاندهنده شناخت عمیق از ساختارها و نهادهای جمهوری اسلامی است. بر اساس دادههای این نهاد تا زمانی که ساختار روحانیت و نهادهای نظامی ایران در قدرت باقی بمانند، توانایی آمریکا برای مداخله سیاسی و دستکاری در امور داخلی ایران بسیار محدود خواهد بود.
قدرت نرم ایران در این چارچوب برآیند سه مؤلفه اصلی است:
- فرهنگ غنی و جذاب: ظرفیت کشور ایران برای معرفی داشتههای فرهنگی خود به جهانیان
- ارزشهای سیاسی مقبول: پایبندی به اصولی مانند مردمسالاری، عدالت، آزادی و اخلاق در عرصه داخلی و بینالمللی
- سیاست خارجی اخلاقمحور: اتخاذ رویکردی مشروع و مورد احترام در تعامل با دیگر ملتها و دولتها .
این مولفه ها به همراه استفاده از قدرت سخت و تمرکز بر تنگه هرمز به ایران کمک نمود تا بتواند در سه جنگ تحمیلی و به ویژه در جنگ تحمیلی سوم بتواند در مقابل قدرت نظامی امریکا و رژیم صهیونیستی مقاومت نموده و اهداف آنها را خنثی سازد. در پی مقاومت ایران و نیروهای نظامی آن، دولت امریکا که از ابتدای جنگ با طرح ادعاهای بی اساس خواهان تغییر حکومت در ایران بود، درخواست آتش بس نموده و برگزاری مذاکرات را پیشنهاد داد. مذاکرات که خود نوعی فناوری نرم محسوب می شود، اراده سخت را به دستاورد ملموس تبدیل می کند. اما در این مذاکرات با توجه به زیاده خواهی های دولت امریکا مذاکرات به سمت تثبیت مواضع منحرف شد و طرفین نتوانستند به توافق دست یابند. هیات مذاکره کننده ایرانی توانست با زکاوت تصمیمی هوشمندانه اتخاذ نموده و از منافع ملی ایران دفاع نماید. این ایستادگی پیامی روشن به سیستم بین الملل ابلاغ می کند که ایران در عصر پساجنگ اجازه نمی دهد فناوری نرم مذاکره به ابزاری برای سلطه مجدد تبدیل شود.
باید گفت تجارب جهانی نشان میدهد که فاتحان اصلی میدانهای نبرد معاصر، نه لزوماً دارندگان پیشرفتهترین تسلیحات، بلکه صاحبان روایتهای برتر و فناوریهای نرم مؤثر هستند. در جهان امروز، داشتن محیط نرم و سرمایه نرم به اندازه محیط سخت و سرمایه سخت، بلکه بیشتر از آن در توسعه پایدار و امنیت ملی نقش ایفا میکنند . علاوه بر این دشمنان با راهاندازی جنگهای شناختی و ترکیبی، به دنبال تغییر باورها، هویتها و الگوهای رفتاری جامعه هستند. در چنین جنگی، رسانهها، شبکههای اجتماعی، فیلمها و روایتها به مثابه تسلیحات عمل میکنند. دولتمردان ایرانی باید بدانند که تقویت قدرت نرم، مهمترین راهبرد برای خنثیسازی این تهدیدات و مصونسازی جامعه در برابر آنهاست . تجربه کشورهایی مانند آمریکا در جنگهای افغانستان و عراق نشان داد که صرفهزینههای هنگفت نظامی، بدون برخورداری از پشتوانه قدرت نرم، نه تنها به پیروزی منجر نمیشود، بلکه هزینههای هنگفتی نیز به همراه دارد. اگر ایران بخواهد در نظم جهانی آینده جایگاه شایسته خود را کسب کند، چارهای جز سرمایهگذاری بیشتر و هدفمندتر در این عرصه ندارد .
جهت دانلود فایل پی دی اف یادداشت اینجا کلیک کنید.
فاطمه محمدی پور
دانشجوی دکتری روابط بین الملل و مطالعات منطقه ای دانشگاه تهران – مدیر هسته قدرت نرم
دیدگاهتان را بنویسید