به سوی فهم فناوری نرم (64)
به سوی فهم فناوری نرم (64)
میدانداریِ فناوری نرم در جنگ جهانی شناختی
مقدمه
در عصر حاضر، مرزهای جنگ دیگر به میدانهای فیزیکی محدود نیستند؛ بلکه ذهن، فرهنگ و معنا به میدان اصلی رقابت تبدیل شدهاند. در قرن بیستم، قدرت سخت (نظامی، صنعتی، تسلیحاتی) تعیینکننده پیروزی بود؛ اما در قرن بیستویکم، این قدرت نرم و بهویژه فناوری نرم است که میدان را تعیین میکند.
«جنگ جهانی شناختی» بهمثابه مرحلهای نوین از تحول منازعات، عرصهای است که در آن، تسلط بر ذهن و ادراک انسانها جایگزین تسلط بر سرزمینها شده است. در این نبرد، فناوری نرم نه تنها ابزار جنگ، بلکه خود میدان نبرد است؛ میدانی که در آن معنا، داده و احساسات انسانها دستکاری و بازطراحی میشوند.
1- مفهومشناسی: فناوری نرم و جنگ شناختی
فناوری نرم به مجموعه فناوریهایی اطلاق میشود که با ذهن، معنا، فرهنگ و رفتار انسان سروکار دارند. برخلاف فناوری سخت که بر ساخت فیزیکی یا صنعتی متمرکز است، فناوری نرم بر مهندسی ذهن و معنا تکیه دارد. نمونههای آن شامل الگوریتمهای هوش مصنوعی، پلتفرمهای اجتماعی، دادهکاوی رفتاری، سامانههای تحلیل شناختی و تولیدات فرهنگی است.
جنگ شناختی نیز عبارت است از مجموعهای از اقدامات هدفمند برای تأثیرگذاری بر ادراک، باور و تصمیمگیری انسانها از طریق ابزارهای نرم و فناورانه. در مقیاس جهانی، این جنگ بهصورت شبکهای میان قدرتها و بازیگران غیردولتی جریان دارد و هدف نهایی آن تغییر تدریجی نظامهای فکری ملتهاست.
2- میدانداری فناوری نرم در جنگ شناختی
در گذشته، فناوری سخت ابزار جنگ بود، اما در جنگ شناختی، فناوری نرم خود به میدان نبرد تبدیل شده است. امروز الگوریتم، داده و محتوا همان نقشی را دارند که در گذشته ارتشها و سلاحها ایفا میکردند.
نمونههایی از این میدانداری عبارتاند از:
1- پلتفرمهای اجتماعی جهانی مانند تیک تاک و اینستاگرام که با سازوکار الگوریتمی خود تعیین میکنند چه چیزی دیده شود و چه چیزی نادیده بماند.
2- فناوریهای هوش مصنوعی مولد که توانایی تولید روایتهای جعلی ولی باورپذیر دارند و مرز میان واقعیت و دروغ را از بین میبرند.
3- صنایع فرهنگی همچون سینما، انیمیشن و بازیهای دیجیتال که بهصورت تدریجی ارزشها و هنجارها را بازتولید و تحکیم میکنند.
4- سامانههای تحلیل داده که با تحلیل رفتار کاربران، مسیر تصمیمگیری جمعی را پیشبینی و حتی هدایت میکنند.
3- سازوکارهای اثرگذاری فناوری نرم
فناوری نرم از طریق چند سازوکار کلیدی بر ذهن انسان اثر میگذارد:
نخست، از طریق مهندسی توجه، یعنی طراحی پلتفرمها و اعلانهایی که ذهن انسان را دائماً درگیر میکنند و تمرکز او را در مسیرهای دلخواه هدایت مینمایند. این روند موجب کاهش تفکر انتقادی و افزایش وابستگی شناختی به جریان اطلاعات میشود.
دوم، از طریق شخصیسازی شناختی، یعنی ارسال پیامها و محتواهای خاص برای هر فرد بر مبنای دادههای رفتاری و ویژگیهای روانی او. این شیوه سبب میشود تصمیمات سیاسی یا اقتصادی افراد قابل پیشبینی و هدایت شود.
سوم، از طریق روایتسازی هوشمند، که در آن دادهها و الگوریتمها برای خلق داستانها و روایتهای متقاعدکننده به کار میروند. چنین روایتهایی نه تنها اطلاعات منتقل میکنند، بلکه معنا و جهتگیری فکری تولید مینمایند.
و چهارم، از طریق الگوریتمهای اقناع، که محتوا را طوری تنظیم میکنند تا احساسات و واکنشهای فوری برانگیخته شود و فرصت تعمق و گفتوگوی عقلانی از میان برود.
4- نمونههای کاربردی جهانی
در انتخابات آمریکا در سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۲۰، تحلیل دادههای میلیونها کاربر شبکههای اجتماعی برای طراحی پیامهای سیاسی هدفمند انجام شد.
در جنگ روسیه و اوکراین، انتشار گسترده تصاویر و ویدیوهای جعلی (دیپفِیک) به ابزاری برای تضعیف روحیه اجتماعی و تغییر روایتهای خبری بدل شد.
در رقابت میان قدرتهای فناوری مانند چین و آمریکا نیز، میدان اصلی نبرد، نه بازار، بلکه ذهن و رفتار نسل جوان است؛ پلتفرمهایی چون تیک تاک و مِتا عملاً برای کنترل ادراک و توجه نسل زِد رقابت میکنند.
5- پیامدهای مدیریتی و حکمرانی
برای دولتها، مهمترین ضرورت، تدوین سیاست ملی پدافند شناختی است. این سیاست باید شامل مقرراتگذاری بر الگوریتمها، کنترل دادههای شناختی، حمایت از پلتفرمهای بومی و آموزش عمومی در حوزه سواد شناختی باشد.
برای مدیران سازمانها، اولویت با ایجاد واحدهای تحلیل شناختی و فرهنگی است تا بتوانند روندهای اطلاعاتی و روانی را در محیط خود شناسایی کنند و در مواقع بحران، پاسخ مؤثر بدهند. همچنین، آموزش کارکنان برای مدیریت شایعات و تشخیص محتوای جعلی اهمیت ویژه دارد.
در سطح دانشگاهی نیز، لازم است رشتههای میانرشتهای در حوزههای علوم شناختی، داده و مدیریت توسعه یابند و مدیرانی تربیت شوند که توان درک فناوری نرم و اثرات اجتماعی آن را دارند.
6- تحلیل کیفی میدانداری فناوری نرم
فناوری نرم دارای چهار بُعد اصلی است که شناخت آنها برای سیاستگذاری ضروری است:
نخست، دارای قدرت نفوذ بسیار بالا و هزینه اندک است. اثرات آن پایدار و گسترده بوده و در مقیاس جمعی قابل توسعه است؛ نمونه روشن آن استفاده از هوش مصنوعی در تبلیغات سیاسی است.
دوم، این فناوریها دارای نقاط ضعف نیز هستند، از جمله احتمال افشا، ناپایداری اعتماد مخاطب، و چالشهای اخلاقی ناشی از دستکاری دادههای ذهنی. افشای رسوایی کمبریج آنالیتیکا نمونهای از این آسیبهاست.
سوم، فرصتهای قابلتوجهی در این عرصه وجود دارد. کشورها میتوانند با استفاده از فناوری نرم به توسعه دیپلماسی فرهنگی، آموزش بومی و روایتسازی ملی بپردازند. ایجاد پلتفرمهای بومی میتواند قدرت روایت فرهنگی را افزایش دهد.
و چهارم، تهدیدهای عمدهای نیز وجود دارد؛ از جمله تضعیف اعتماد عمومی به نهادها، مهندسی فرهنگی پنهان، وابستگی الگوریتمی و قطبیسازی اجتماعی که امنیت ملی و انسجام فرهنگی را تهدید میکند.
7- مدل سهسطحی راهبردی برای مدیریت میدان فناوری نرم
مقابله مؤثر با چالشهای ناشی از میدانداری فناوری نرم نیازمند اقداماتی هماهنگ در سه سطح است:
در سطح فردی، باید آموزش سواد شناختی و دیجیتال در جامعه گسترش یابد. شهروندان باید مهارت تفکر انتقادی، تحلیل اطلاعات و تشخیص محتوای جعلی را بیاموزند تا در برابر دستکاریهای ذهنی مصون شوند.
در سطح سازمانی، لازم است نهادها واحدهای تحلیل شناختی و رسانهای تأسیس کنند، دادههای شناختی را پایش کنند و پروتکلهای پاسخ سریع به شایعات و بحرانهای رسانهای را توسعه دهند. همچنین همکاری بین دانشگاهها، نهادهای رسانهای و دستگاههای سیاستگذار برای تولید دانش بومی حیاتی است.
در سطح ملی، دولت باید سیاستهای جامع فناوری نرم را طراحی کند. این سیاستها باید شامل تنظیم مقررات هوش مصنوعی و دادههای رفتاری، حمایت از اکوسیستمهای فرهنگی و دانشبنیان، و توسعه دیپلماسی شناختی باشد تا کشور بتواند در سطح جهانی روایتهای خود را بازگو کند.
8- جمعبندی و نتیجهگیری
فناوری نرم امروز، صرفاً ابزار قدرت نیست؛ بلکه خود جوهره قدرت است. در جنگ جهانی شناختی، برتری از آنِ کشورها و سازمانهایی خواهد بود که توانایی مدیریت ذهنها، معناها و دادهها را دارند.
اگر فناوری سخت برای فتح زمین بهکار میرفت، فناوری نرم برای فتح ذهن و قلب انسانها طراحی شده است. آیندهی حکمرانی، فرهنگ و امنیت ملی در گرو درک عمیق این میدان و توان بهکارگیری هوشمندانهی آن است. از این رو، توسعه بومی فناوری نرم، تربیت مدیران آگاه به علوم شناختی و ایجاد سیاستهای پدافند شناختی از ملزومات راهبردی عصر جدید به شمار میروند.
جهت دانلود فایل پی دی اف یادداشت اینجا کلیک کنید.
دکتر مهدی حمزه پور
دانشیار گروه علوم تصمیم و سیستمهای پیچیده دانشکده مدیریت دانشگاه امام صادق (ع)
مشاور رئیس و رئیس اندیشکده فناوری نرم دانشگاه امام صادق (ع)

دیدگاهتان را بنویسید