به سوی فهم فناوری نرم (65)
به سوی فهم فناوری نرم (65)
تِکنواِستِرِس (فِشارِ روانیِ فناوری)
فناوری در جهان معاصر صرفاً مجموعهای از ابزارهای فنی نیست، بلکه شبکهای پیچیده از سازوکارهای نرم است که ذهن، احساس، رفتار و سبک زندگی انسان را شکل میدهند. بههمین دلیل، فهمِ اثراتِ نرمِ فناوری برای شناخت دنیای امروز و حکمرانی در عصر دیجیتال ضروری است. یکی از مهمترینِ این اثرات پنهان و تدریجی، پدیدهای است که تکنواسترس (Technostress) نامیده میشود؛ نوعی فشار روانی که انسان در مواجهه با فناوری تجربه میکند و در دهههای اخیر به یک مسئله بنیادین در ساحت فردی، سازمانی و اجتماعی تبدیل شده است.
مفهومِ تکنواسترس نخستینبار در دهه ۱۹۸۰ توسط روانشناس بالینی کرگ برود (Craig Brodd) مطرح شد. او این پدیده را وضعیتی از اضطراب، نارضایتی، تنش و ناتوانی در سازگاری با فناوری تعریف کرد. اگرچه در زمان او فناوریهای دیجیتال به گستردگی امروز نبودند، اما ظهور اینترنت پرسرعت، تلفنهای هوشمند (Smartphone)، شبکههای اجتماعی (Social Media)، فضای کارِ همیشهآنلاین و هوش مصنوعی مولُد (Generative AI)، این پدیده را به شکلی ژرفتر و گستردهتر آشکار کرده است. تکنواسترس اکنون نه یک چالش فردی، بلکه مسئلهای نرم، چندلایه، ساختاری و مرتبط با کیفیت زیست انسانی است.
تکنواسترس از نظر علمی برآیند چند سازوکار اصلی است که پژوهشگران گوناگون از جمله «تارافدار (Tarafdar)، ایاگرای (Ayyagari) و راگو-ناتان (Ragu-Nathan) آن را توضیح دادهاند. نخستین سازوکار، اضافهبارِ فناورانه است؛ یعنی سرعت، حجم کار و انتظاراتی که فناوری بر ذهن انسان تحمیل میکند. فناوری انسان را مجبور میکند سریعتر عمل کند، همزمان چند کار انجام دهد و در برابر جریانهای لحظهایِ اطلاعات واکنش نشان دهد. سازوکار دوم، نفوذ فناوری به زندگی شخصی است؛ مرز میان خانه و کار از بین رفته و انسان بهواسطه ابزارهای دیجیتال به موجودی «همیشه در دسترس» تبدیل شده است. سازوکار سوم، پیچیدگی فناوری است؛ ابزارهای جدید پیوسته تغییر میکنند و فرد احساس ناتوانی یا ترس از اشتباه پیدا میکند. سازوکار چهارم، عدماطمینان به فناوری است؛ بهروزرسانیهای مداوم، تهدیدهای امنیتی، تغییر پلتفرمها و ناپایداری محیطهای دیجیتال، اضطراب پنهان ایجاد میکنند. پنجمین سازوکار، اطلاعاتزدگی است؛ هجوم پیامها، اعلانها، اخبار و محتواهای پراکنده، انسان را در معرض آشفتگیِ شناختی و فرسودگیِ ذهنی قرار میدهد.
پیامدهای تکنواسترس در سطح فردی عمیق و گستردهاند. افرادی که دائماً با ابزارهای دیجیتال سروکار دارند، معمولاً دچار اضطراب، بیقراری، کاهش توجه، اختلال خواب، سردردهای تنشی، خستگی مزمن، و ضعف تصمیمگیری میشوند. تحقیقات اخیر نشان میدهد که قرار گرفتن در معرض اطلاعات پراکنده و ناپیوسته، توان حافظه کاری را کاهش داده و ذهن را در حالت آمادهباش دائمی قرار میدهد. این وضعیت سبب میشود انسان حتی در زمان استراحت نتواند ارتباط ذهنی خود را از محیط دیجیتال قطع کند. در سطح سازمانی نیز تکنواسترس موجب کاهش بهرهوری، افزایش خطا، افت انگیزه، ضعف روابط انسانی، نارضایتی شغلی و فرسودگی کارمندان میشود. سازمانهایی که به «شتاب دیجیتال»، شتابزده و بدون توجه به ظرفیت انسانی وارد میشوند، معمولاً با موجی از فشار روانی کارکنان روبهرو هستند.
در سطح اجتماعی، تکنواسترس پدیدهای گستردهتر است. این فشار روانی به شتابزدگی فرهنگی، کاهش عمق تفکر و رشد اضطراب جمعی دامن میزند. جامعهای که در آن اطلاعات بیوقفه پخش میشود و سرعت بر عمق ترجیح دارد، بهتدریج سبک زندگی واکنشی پیدا میکند؛ روابط انسانی سطحیتر میشوند و ذهنها پیوسته ناآرام میگردند. شبکههای اجتماعی با الگوریتمهای مبتنی بر تحریک و مصرف سریع محتوا، این وضعیت را تشدید میکنند و جامعه را در وضعیت «هشیاری پراکنده» قرار میدهند.
در زیستبوم ایران، تکنواسترس ابعاد خاص خود را دارد. شکاف مهارتی میان نسلها، فشار اقتصادی، گردش سریع اخبار و شایعات، ناامنی ادراکشده درباره دادهها، نبود آموزش ساختاریافته برای سواد دیجیتال و کارِ همیشهآنلاین، زمینهای فراهم کردهاند که شدت فشار روانی فناوری در ایران بیشتر از بسیاری جوامع باشد. بسیاری از مدیران، معلمان و والدین نسبت به نسل جوان از نظر سواد دیجیتال عقبترند و این اختلاف سبب اضطراب و احساس نابسندگی میشود. همچنین فضای رسانهای ایران با ویژگی «انباشتِ احساسی» شناخته میشود؛ جایی که اخبار بحرانی، پیامهای متعدد و محتواهای احساسی، بهطور مستمر روان جمعی را تحت فشار قرار میدهند.
ظهور فناوریهای نو مانند هوش مصنوعی مولّد، سطح تازهای از تکنواسترس را ایجاد کرده است. احساس تهدید شغلی، فشار به یادگیری مداوم، ناتوانی در فهم سازوکارهای الگوریتمی، ابهام اخلاقی و سرعت غیر انسانی تولید محتوا، ذهن انسان را با چالشی جدی مواجه کرده است. در واقع، فشار فناوری از سطح ابزاری فراتر رفته و به سطح هستیشناختی نزدیک شده است؛ یعنی انسان در برابر ماشینی قرار گرفته است که سرعت و قدرت پردازش آن با ساختار ذهنی او سازگار نیست.
کاهش تکنواسترس نیازمند رویکردهایی در سطح فردی، سازمانی و حکمرانی است. در سطح فردی، ایجاد فاصلههای دیجیتال آگاهانه، محدودسازی اعلانها، تمرکز بر تکوظیفهگی، مراقبت از سلامت روان، و نظمدادن به الگوی مصرف اطلاعات میتواند فشار ذهنی را کاهش دهد. در سطح سازمانی، اجرای سیاستهایی مانند محدود کردن پیامهای کاری خارج از ساعت، آموزش مستمر دیجیتال، سادهسازی ابزارها و حمایت روانی کارکنان نقش مهمی دارد. نمونههای موفق در این زمینه را میتوان در تجربه شرکتهایی موفق مانند گوگل (Google)، آی بی اِم (IBM) و مایکروسافت (Microsoft) مشاهده کرد. این شرکتها با طراحی سیاستهای تعادل کار و زندگی، مدیتیشن سازمانی، و تعریف نقشهای شفاف، توانستهاند میزان فشار فناورانه را کاهش دهند. در سطح حکمرانی نیز تدوین سیاست سلامت روان دیجیتال، ارتقای سواد رسانهای، تنظیمگری امنیت داده و حمایت از پژوهشهای فناوری نرم ضروری است.
خلاصه آنکه؛ فشار روانی ناشی از فناوری یکی از مهمترین چالشهای پنهان عصر دیجیتال است. فناوری هرچه پیشرفتهتر میشود، اگر با طراحی انسانی، حکمرانی نرم و آموزش مستمر همراه نباشد، شکاف میان سرعت آن و ظرفیت ذهن انسان بیشتر خواهد شد. تکنواسترس هشداری است درباره این شکاف رو به گسترش. آینده دیجیتال تنها زمانی میتواند انسانی، پایدار و سازگار باشد که فناوری در خدمت آرامش، معنا و ظرفیت شناختی انسان قرار گیرد؛ نه اینکه ذهن او را فرسوده و جان او را مضطرب کند. فهم و مدیریت تکنواسترس، گامی بنیادین در مسیر حکمرانی مطلوب فناوری نرم است؛ حکمرانیای که توسعه فناوری را همزمان با مراقبت از ذهن و روان انسان دنبال کند.
جهت دانلود فایل پی دی اف یادداشت اینجا کلیک کنید.
دکتر مهدی حمزه پور
دانشیار گروه علوم تصمیم و سیستمهای پیچیده دانشکده مدیریت دانشگاه امام صادق (ع)
مشاور رئیس و رئیس اندیشکده فناوری نرم دانشگاه امام صادق (ع)

دیدگاهتان را بنویسید