هسته فناوری نرم دینی (۱)
هسته فناوری نرم دینی(۱)
«آیاتِجهاد»؛ از ذائقهسازیشناختی تا تولید قدرتنرم
امروزه ضریبدادن به مؤلفه اقناع و همسوسازی افکارعمومی، امری اجتنابناپذیر و تعیینکننده در معادلات جهانی محسوب میشود؛ به گونهای که کاربست فناوریسخت[1] نیز با وجود اهمیت انکارناپذیر در تعیین نتیجهنهاییِ هر نبردی، نیازمند پیوستِ فناورینرم[2]است. هدف عملیاتیِ فناورینرم با مدیریت ایدئولوژی، احساس، تفکر و سبک کنشگری افراد (زویینگ،۵۹) محقق میشود و به هر میزان غِنای محتوایی و ظرفیت متقاعدسازی سویهای افزایش یابد، به موازات کاربست صحیح و اثرگذار آن، نتیجه مطلوب همان سویه حاصل خواهد شد.
دراین میان قرآن و حدیث معتبر اهلبیت علیهمالسلام به دلیل عمق اندیشگانی، به عنوان مهمترین منابعِ فناورینرم برای مسلمانان محسوب میشود. این منابع صرفاً مجموعهای از توصیههای اخلاقی و احکام فقهی نیست؛ بلکه در نگاه کلی در صدد طراحی منظومهای فکری میباشد که با القاء و تحریض به آن، در نهایت منجر به تغییر نگرش و رفتار انسان شده و رشد او را از مسیر انتخابهای وی در شرایط گوناگون، فراهم میکند و چنانچه این فرامین به درستی فهم و إعمال شود، نتایج آن برای غیر باورمندان نیز قابل تأمل خواهد بود.
یکی از موضوعاتی که در روانشناسی شناختی[3] ذیل مباحث تصمیمگیری، قضاوت و استدلال مطرح میشود واکاوی کیفیتِ واکنشِذهنی انسان در این خصوص است. کانمن (۲۰۱۱) در کتاب خود با عنوان تفکر سریع و تفکر کُند[4]، رویکرد سیستمهای دوگانه[5]تفکر انسان را توضیح میدهد و بر این باور است که دو سیستمذهنی وجود دارد ـ سیستم۱ که خودکار، شهودی و عهدهدار مدیریت بیشتر کارهای روزمره است و با پاسخ سریع به مسائل، هیجانات و تغییرات پیرامونی، در غالب موارد سوگیرانه عمل میکند. سیستم ۲، گونه دیگری است که واکنش سنجیده، آهستهتر و متفکرانه داشته و با نظارت و مداخله خود بر اطلاعاتی که از طریق سیستم۱تأمین میشود، اشتباهات اولیه را اصلاح میکند(گلداشتاین و ون هوف، 694-696). کاربست هر کدام از دو سیستمذهنی لازم است و اختلال در هرمورد انسان را با مشکلاتی مواجه خواهد کرد؛ اما اهمیت این موضوع از آن جهت مورد تأکید است که گاه در موضوعات دشوار و حیاتی که لزوم واکنش فعالانه سیستم دو مورد انتظار است، به دلیل سادهانگاری، اینهمانی و بدیهیدانستن موارد، با کاربست سیستم۱، پاسخ یا تصمیمگیریِ سریع و در لحظه انجام میشود. واکنش یادشده در اغلب موارد هیجانی بوده و ضریب خطای قابل توجهی خواهد داشت .
قرآن کریم نیز با تأکید بر لزوم تفکر و تأمل مانند آیه شریفه: « قُلْ هَلْيَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصيرُ أَفَلا تَتَفَكَّرُونَ»( انعام/۵۰) از جانب انسان، با بسامد قابل توجه آیات مشتمل براین مضامین، انسان را ازتصمیمهای هیجانی و انتخابهای شتابزده بر حذر میدارد و به نوعی با فناوری تأمین هوشمندی؛ دانش، خرد، بصیرت و تجربه ـ در اینجا مربوط به گذشتگان و معاصر منابع مدنظر است ـ را برای بهبود تواناییهای حلمسأله و قضاوت انسان ( زویینگ،۶۵) ارتقا میدهد.
توجه به مضامین آیاتی که صراحتاً مطالبهی تفکر و هماوردی منطقی از انسان دارد، حاکی از آن است که افزون بر تأمل در مظاهر هستی که ظرفیت تأمین پایههای منطقی استدلالهای پیچیدهتر را دارد، نظیرآیه شریفه: «أَفَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً»(نساء/۸۲)، به ورزیدگی ذهن انسان بر اثر ممارست برتأمل، کمک کرده و آمادگی تفکر کردن در گزارههای آیاتی که نه به تصریح؛ بلکه به طور مُقدَّر چنین مطالبهای از انسان دارد را فراهم میکند و چنین است که افزون بر تقویت روحیه تَعبُّد در انسان، پایههای فکری و استدلالِ منطقی او را برای اقامهی بسیاری از فرامینالهی تأمین میکند. در نوشتار حاضر در صدد مرور برخی ظرفیتهای آیات در خصوص «جهاد» هستیم که نه صرفاً در این موضوع بلکه در دیگر مقولات نیز قابل رهگیری میباشد.
آیاتِ «جهاد» و طراحی ذائقه شناختی انسان
توجه به اصل راهبردی« انسان باید رُشد کند»، امکان درک بسیاری از قوانین و احکام الهی را فراهم کرده و جایگذاری آن را در پازلِ کلانْطرحِ هستی، میسّر میکند. این هدف از مسیرِ کُنشِ باورمندانه انسان محقق میشود، چنانکه فرمود:« إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلىَ الْأَرْضِ زِينَةً لهّا لِنَبْلُوَهُمْ أَيهُّمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» (کهف/۷).
در واقع جهاد بستری است که ایمان و عمل انسان را در ظرف امتحان الهی محک میزند که فرمود:« وَ لَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لاَنتَصَرَ مِنهْمْ وَ لکِن لِّيَبْلُوَاْ بَعْضَكُم بِبَعْضٍ وَ الَّذِينَ قُتِلُواْ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعْمَالَهُم» (محمد.ص./۴) و اگرچه آزردگی انسان را در پی خواهد داشت، چنانکه فرمود: « كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسىأَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسىأَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ»(بقره/۲۱۶)، باید به مثابه خِیر و فرصتی انگاشتهشود که از میان کراهت و تهدید حاصل میشود. افزون براین؛ قرآن به این زاویه بسنده نکرده و نگاه محاسبهگر انسانی که هزینه/ فایده هر کاری را میسنجد نیز با آگاهی دادن بر این که سرمایهگذاریِ حقیقی در این مسیر محقق میشود، پوشش میدهد، که فرمود:« يَأَيهُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ هَلْ أَدُلُّكمُ عَلىَ تجِارَةٍ تُنجِيكمُ مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ »(صف/۱۰). این آیات با تأکید بر این که هر کس جهاد کند، درواقع منفعت خود را تأمین کرده« وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعالَمينَ»( عنکبوت/۶)، شرایط انتخابی آگاهانه، عقلانی و سودآور را برای انسان فراهم میکند. . پیوستِ اطمینانبخشی که در کنار منطقِ شناختیِ قرآن به انسانِمجاهد ارائه میشود نیز حاکی از راهنمایی او به مسیرهایی است که قطعاً او را به مقصود خواهد رساند، لذا فرمود:« وَالَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا»(عنکبوت/۶۹) و بر پایه « والَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ هَاجَرُواْ وَ جَاهَدُواْ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ ءَاوَواْ وَّ نَصَرُواْ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لهَّم مَّغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ»(انفال/۷۴) و« فَضَّلَ اللَّهُ المْجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنفُسِهِمْ عَلىَ الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَ كلاُّ وَعَدَ اللَّهُ الحْسْنىَ وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلىَ الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا»(نساء/۹۵)، پیروزی و هر آنچه که انسان در قِبال مجاهدت خود متوقِّعِ آن است را به ارمغان خواهد آورد.
مرور مختصری که بر این بخش از آیات « جهاد» صورت گرفت، به وضوح نشان میدهد که آیات یادشده در این خصوص، ساختار شناختی ـ منطقیِ مبتنی بر آگاهی، اطمینان و تحصیلِ مطلوب را برای انسان طراحی کرده است و تکرار آن به مناسبت و انحاء گوناگون در سور مختلف، حاکی از یکی از روشهای ذائقهسازیفکری در قرآن است که در خصوص برخی قصص انبیاء، مناسک عبادی مانند نماز و…کاربرد یافتهاست.
«جهاد» و تولید « قدرت نرم»
گونه قدرتسخت و عملیاتنظامی اولین تصورّی است که در بسیاری از مواقع با شنیدن آیات جهاد به اذهان متبادر میشود. اگرچه مصداق بارز این عبادتِ مُترقّی، عرصه فناوریهای سخت میباشد اما نباید پرداختن به دیگر گونههای موازیِ جهاد که اغلب نتیجهی عملیات نظامی نیز به شدت به آن وابسته است (مانند جنگ صفیّن) به حاشیه رانده شود. جوزف نای نظریهپرداز آمریکایی و مؤلف کتاب قدرتِنرم[6] بر این باور است که قدرتنرمِ یک کشور از ۳ منبع اساسی پدید میآید: فرهنگ (آن بخشهایی که برای دیگران جذاب است)، ارزشهای سیاسی( در مواردی که در داخل و خارج کشورمورد توجه باشد) و سیاستخارجی (در صورتی که قانونی و مسئولانه باشد)(نای،۵۶). .
قدرتنرم در قالب اشکال متفاوت مورد بررسی قرارگرفته و در یک تقسیمبندی، ۴ نوع رابطه در تولید قدرتنرمِ جامعه معنادار دانسته شدهاست. یک: رابطه شخصیِ فرد با خدا که مُولّد هویتدینی است، دو: رابطهاجتماعی که عهدهدار تولید هویت جمعی میباشد، سه: رابطهسیاسی که از قرن ۱۷ تا امروز از آن به عنوان ملّیت و هویتملی یاد میشود و چهار: رابطهانسانی که هویتجهانی است و در آن از مباحثی چون فرهنگ یا هنجارهایجهانی سخن گفته میشود(جانیپور،۵۸ و ۵۹). با این توضیح و امعان نظر به غِنای اندیشگانی و ضمانتِ اجرایی فرامین قرآن و ائمه علیهمالسلام، چنانچه این مفاهیم به درستی تبیین و درعرصه کنشهای فردی و اجتماعیِ باورمندان، به طورآگاهانه وداوطلبانه فراگیر شود، شاهد به فعلیت رسیدن ظرفیت عظیم قدرتنرم درسطوح و عرصههای گوناگون خواهیم بود. با این مفروض؛ کیفیت تولید قدرتنرم در بستر«جهاد» را به اختصار مرور خواهیمکرد.
با نظر به وجوه متفاوت جهاد؛ مهمترین نوع و بالاترین سطحِ آن در رابطه با مناسباتِبندگی و عدم تَعدّی از حدود الهی است که فرمود:« سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْجِهَادِ سُنَّةٌ أَمْ فَرِيضَةٌ فَقَالَ الْجِهَادُ عَلَى أَرْبَعَةِ أَوْجُهٍ فَجِهَادَانِ فَرْضٌ وَ جِهَادٌ سُنَّةٌ لَا يُقَامُ إِلَّا مَعَ الْفَرْضِ فَأَمَّا أَحَدُ الْفَرْضَيْنِ فَمُجَاهَدَةُ الرَّجُلِ نَفْسَهُ عَنْ مَعَاصِي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ مِنْ أَعْظَمِ الْجِهَاد»ِ (کلینی،ج۹،۵)که بر پایه آن جوهرهفکریِ دیگر انواع جهاد تأمین میشود. بدیهی است که حُکم قرآنیِ« وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ »(انفال/۶۰) و فراهمآوردن ادوات جنگی وارتقاء قوت نظامیِ سخت، ملزومات خاص خود را دارد، اما دربرخی آیاتِ مربوطه نظیر:« فَضَّلَاللَّهُ الْمُجاهِدينَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَی الْقاعِدينَ» (نساء/۹۵)، ازکاربست دو عنصر مهم دربستر جهاد نام میبرد که به وضوح نشان میدهد که ضمن ادراکسازی پیشینی در این خصوص که چنین واکنشی را از سوی مخاطب مُتوقِّع است، نه صرفاً جان افراد که ارزشمندترین دارایی آنان است و عموماً درجنگهای نظامی در معرض آسیب میباشد؛ بلکه بذل اموال را هم به موازات آن نام بُرده و عرصهی کنشگری متفاوتی را مقابل مجاهدان میگشاید. افزون بر آن آیه شریفه « فَلا تُطِعِ الْكافِرينَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً کبیراً»( فرقان/۵۲) و وصیت امیرالمؤمنین علیهالسلام که میفرمایند:« اللَّهَ اللَّهَ فِي الْجِهَادِ بِأَمْوَالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ وَ أَلْسِنَتِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّه»( نهج البلاغه،۴۲۲) سویه دیگراین عبادت چند بُعدی را نشان میدهد.
برپایه تعریفی که از قدرتنرم ارائه شد؛ هر کدام از وجوه جهاد که در کنشگری انسان نمایان شود، از آنحیث که یک امر فرهنگیِ جذّاب است و در بستر ارتباطات انسان رخ میدهد، قدرتنرم متناسب با سطوح خود را تولید میکند. قِسمِ اخیر که با ابزار« بیانِ» انسان محقق میشود، چنانچه همراه با الزامات آن اِعمال شود، عینیتر میتواند این ظرفیت را نشان دهد یا درصورت عکس آن، فرصت ایجاد قدرتنرم را به تهدید در این عرصه مبدّل کند.
شایان توجه است که در این مسیر بر پایه « إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلُونَ في سَبيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ»(صف/۴)،« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»( آل عمران/۲۰۰) و « وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ»( عصر/۳) شبکه سازی هدفمند و انسجام اجتماعی حول محور حق ضمن ارتقاء تابآوری جامعه، مقاومت و قدرتنرم آنان را نیز در صورت حفظ حدود الهی افزایش خواهد داد.
بدیهی است که تبلور ویژهگی مهم« أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ»(فتح/۲۹) در جهاد تبیین نه تنها الزامآور است بلکه این ظرفیت را دارد که در موقعیت جنگنرم از میانه تهدیدهای درونی جبهه حق زمینه بروز جاذبههای اخلاقی و ارزشی و ایجاد قدرتنرم را فراهم کند، چنانکه فرمود:« وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَميمٌ»( فصلت/۳۴).
بیتردید در شرایط اضطراری جنگ برمبنا« بَلِالَّذينَ كَفَرُوا في عِزَّةٍ وَ شِقاقٍ» (ص/2)، « بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَديدٌ تَحْسَبُهُمْ جَميعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُون»(حشر/۱۴)، افزون بر ادراک سازی صحیح از غرور، اختلاف، تشتّت جبهه مقابل و ساختار شکننده او « مَثَلُ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ»(عنکبوت/۴۱) که یک تهدید نرم برای آن محسوب می شود، القاء امید و نشاط مقاومت در جبهه حق بر پایه« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ »(محمد.ص./۷) و« إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَكُمْ»( آلعمران/۱۶۰) و مدیریت فضای شناختی دشمن از حیث روانی و ایجاد رعب از سویه مقابل نیز یک راهبرد مهم دراین عرصه است چنانکه فرمود:« تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ »(انفال/۶۰) و« آمَنُوا سَأُلْقي في قُلُوبِ الَّذينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ»(انفال/۱۲).
چنانچه کُنشِمجاهدانه در خصوص موارد یاد شده به درستی صورتگیرد، افزون بر تولید قدرتنرم برای جبههحق، میتواند تهدیدهای نرم و هزینههایی که برخی با ترساندن جبههحق و تحریک اذهان نسبت به اعتماد به جبهه متخاصم ایجاد میکنند نیز مرتفع کند چنانکه آیه شریفه در صدد تصحیح این اشتباه محاسباتی برآمده و فرمود:« كَيْفَ وَ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لا يَرْقُبُوا فيكُمْ إِلاًّ وَ لا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْواهِهِمْ وَ تَأْبى قُلُوبُهُمْ وَ أَكْثَرُهُمْ فاسِقُونَ»(توبه/۸).
« جهاد» و « تجهیزات نرم»
بدیهی است که انواع مجاهده در جنگنرم و سخت، کُنشِ مُجدّانهای است که تحقق آن وُسعت و قُوّت روحی و تجهیزاتنرم خاص خود را میطلبدِ؛ در آیه شریفه ۱۱۲سوره توبه، سیمای مجاهدان اینگونه تشریح شدهاست: « التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنينَ». در واقع تلاش مضاعَف و توحیدمحوری که در این مسیر صورت میگیرد، ابتدا متضمن رشد و تعالی فرد مجاهد و سپس محیط پیرامونی او خواهد بود و چنین ظرفیتی است که میتواند کلمه حق را اعتلا بخشد؛ چنانکه امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند:« وَ لَا يَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ [بِمَوَاقِعِ] بِمَوَاضِعِ الْحَقِّ فَامْضُوا لِمَا تُؤْمَرُونَ بِهِ وَ قِفُوا عِنْدَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ وَ لَا تَعْجَلُوا فِي أَمْرٍ حَتَّى تَتَبَيَّنُوا فَإِنَّ لَنَا مَعَ كُلِّ أَمْرٍ تُنْكِرُونَهُ غِيَرا»( نهج البلاغه،۲۴۸).
توجه به طراحی شناختیِقرآن و عوامل قدرتنرم و لوازم تحقق آن در خصوص «جهاد» یک نسخه عملیاتی برای بهرهبرداری از این ظرفیت عظیم است که تنظیم کنشگری بر مبنای آن نه به صورت دستوری بلکه با تبیین صحیح از سوی سازمانهای مربوطه و تشکلهای مردمنهاد امکانپذیر است؛ زیرا اساساً تا اقامهی فرامینالهی در پوشش هدفی متعالی از سوی افراد جامعه به صورت آگاهانه و داوطلبانه پیجویی نشود، مقصود از بعثت انبیاء و انزال کتب آسمانی حاصل نخواهد شد؛ چنانکه فرمود:« لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»(حدید/۲۵).
منابع
قرآنکریم
جانیپور، محمد، دفاع مقدس و قدرتنرم، دانشگاه امام صادق علیهالسلام، تهران،۱۳۹۰.
زویینگ،جین، فناورینرم (تحولجهانی فناوری)، دانشگاه امام صادق علیهالسلام، ترجمه: دکتر مهدی حمزهپور و علیرضا خطیبی، تهران،۱۳۹۷.
شريف الرضي، محمد بن حسين، نهج البلاغة (للصبحي صالح)، بیجا، قم، چاپ: اول،۱۴۱۴ ق.
كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي (ط – الإسلامية)، تهران، چاپ: چهارم،۱۴۰۷ ق.
گلداشتاین،بروس و ون هوف،یوهانا، روانشناسیشناختی، ارسباران، ترجمه: یحیی سید محمدی، تهران،۱۴۰۳.
نای، جوزف، قدرت نرم، دانشگاه امام صادق علیهالسلام، ترجمه: سید محسن روحانی و مهدی ذولفقاری، تهران،۱۳۸۷.
جهت دانلود فایل پی دی اف یادداشت اینجا کلیک کنید.
سیده زینب گلابگیرنیک
مدیر هسته فناوری نرمدینی ـ دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه الزهرا .علیهاالسلام
دیدگاهتان را بنویسید