به سوی فهم فناوری نرم (69)
به سوی فهم فناوری نرم (69)
فناوری نرم؛ زیرساخت قدرت آینده ایران
مقدمه : از چالشهای مفهومی تا الزامات حکمرانی
جهان معاصر در حال تجربه یکی از عمیقترین دگرگونیهای تاریخی در منطق قدرت، ثروت و حکمرانی است. این دگرگونی نه صرفاً فناورانه، بلکه معرفتی، نهادی و تمدنی است. در دهههای اخیر، کانون خلق ارزش بهتدریج از داراییهای فیزیکی و سختافزاری به داراییهای نامشهود، معناساز و نرم منتقل شده است؛ داراییهایی همچون دانش، روایت، محتوا، طراحی تجربه، سبک زندگی، اعتماد، سرمایه اجتماعی، هوش مصنوعی نرمافزاری، صنایع فرهنگی و خلاق، و نظامهای پیچیده معنا و ادراک. در چنین بستری، فناوری نرم نه یک حوزه فرعی یا مکمّل، بلکه بهمثابه زیرساخت اصلی قدرت در عصر جدید ظهور یافته است.
با این حال، وضعیت ایران در مواجهه با این جابهجایی بنیادین، وضعیتی نامتوازن و مسئلهمند است. از یک سو، کشور از سرمایههای تمدنی، فرهنگی، انسانی و خلاق کمنظیری برخوردار است و از سوی دیگر، این ظرفیتها هنوز به قدرت پایدار، ثروت نرم و نفوذ راهبردی تبدیل نشدهاند. این شکاف، بیش و پیش از آنکه ناشی از فقدان استعداد یا منابع باشد، ریشه در چالشهای مفهومی، نهادی و حکمرانی فناوری نرم دارد.
فناوری نرم؛ فراتر از یک تعریف تقلیلیافته
یکی از بنیادیترین موانع توسعه فناوری نرم در ایران، ابهام مفهومی و فقدان درک مشترک از ماهیت آن است. فناوری نرم در بسیاری از برداشتهای رایج، یا به صنایع فرهنگی و هنری تقلیل مییابد، یا در حد تولید محتوا و محصولات رسانهای فهم میشود، و گاه نیز بهعنوان زیرشاخهای کماهمیت از فناوری اطلاعات تلقی میگردد. این تقلیلگرایی مفهومی، موجب شده فناوری نرم از جایگاه واقعی خود بهعنوان فناوریِ طراحی معنا، رفتار، ادراک و تجربه فروکاسته شود.
در حالی که فناوری نرم در معنای دقیق خود، به مجموعهای از دانشها، روشها، ابزارها و سازوکارها اشاره دارد که بر شکلدهی به ذهن، کُنِش، انتخاب و زیست اجتماعی انسانها اثر میگذارند. این فناوریها زنجیرهای پیچیده از ایدهپردازی، طراحی، روایتسازی، تولید معنا، تجربهسازی، بازارپردازی و نهایتاً اثرگذاری اجتماعی و حکمرانی را در بر میگیرند. از این منظر، فناوری نرم نهتنها در اقتصاد، بلکه در سیاست، فرهنگ، آموزش، رسانه، امنیت و حکمرانی نقشآفرین است.
مسئله اصلی؛ غیبت پارادایم مشترک در حکمرانی
مسئله محوری فناوری نرم در ایران را میتوان در یک گزاره کلیدی خلاصه کرد: فناوری نرم هنوز بهعنوان یک زیرساخت راهبردیِ قدرت ملی در ذهن و ساختار حکمرانی کشور به رسمیت شناخته نشده است. این غیبت پارادایمی، منشأ بسیاری از آسیبها و ناکارآمدیهای موجود است. هنگامی که یک حوزه بهدرستی فهم نشود، نه ساختار مناسب برای آن طراحی میشود، نه قوانین متناسب شکل میگیرد، نه بودجه اثربخش تخصیص مییابد و نه بازار پایداری برای آن ایجاد میشود.
در نتیجه، فناوری نرم در ایران گرفتار سیاستهای جزیرهای، اقدامات پراکنده، موازیکاری نهادی و پروژههای کماثر شده است. این وضعیت نهتنها مانع رشد این حوزه شده، بلکه به فرسایش سرمایه انسانی، مهاجرت فعالان خلاق و از دست رفتن فرصتهای منطقهای و جهانی انجامیده است.
لایههای درهمتنیده بحران فناوری نرم
تحلیل وضعیت موجود نشان میدهد که چالشهای فناوری نرم در ایران ماهیتی تکبُعدی ندارند، بلکه در چند لایه بههمپیوسته بروز یافتهاند. در سطح گفتمانی، نبود تعریف استاندارد، فقدان ادبیات سیاستی و ناآگاهی مدیران از زنجیره ارزش فناوری نرم، تصمیمگیری راهبردی را مختل کرده است. در سطح ساختاری، فقدان نهاد راهبر و تنظیمگر مقتدر، پراکندگی مأموریتها میان دستگاههای مختلف و ضعف جایگاه حقوقی نهادهای متولی، مانع شکلگیری حکمرانی منسجم شده است.
در لایه اقتصادی، نبود بازار واقعی فناوری نرم، فقدان ابزارهای مالی متناسب با داراییهای نامشهود، وابستگی شدید فعالان به منابع دولتی و ضعف صادرات، پایداری این حوزه را تهدید میکند. در بُعد حقوقی و رگولاتوری، ضعف نظام مالکیت فکری، نبود استانداردهای ملی و خلأ قوانین حمایتی، هزینه فعالیت را افزایش داده و انگیزه نوآوری را کاهش داده است. در نهایت، در حوزه آموزش و دانشگاه، فقدان رشتههای تخصصی، کمبود مدرسین حرفهای و غیبت دانشگاهها بهعنوان بازیگران اصلی اکوسیستم، چرخه بازتولید دانش و مهارت نرم را مختل کرده است.
تناقض ظرفیت و ساختار؛ پارادوکس ایران
ایران امروز در برابر یک پارادوکس تاریخی قرار دارد. از یک سو، برخوردار از تمدنی غنی، سرمایه فرهنگی عمیق، نیروی انسانی خلاق، زبان و روایت قدرتمند و بازار داخلی گسترده است؛ و از سوی دیگر، فاقد ساختارهای نهادی، قوانین، زیرساختها و بازار متناسب با این ظرفیتهاست. این تناقض، اگر حل نشود، نهتنها فرصتسوزی، بلکه تهدیدی راهبردی برای آینده قدرت ملی خواهد بود.
فناوری نرم؛ پروژه نیست، تغییر پارادایم است
یکی از خطاهای رایج در مواجهه با فناوری نرم، نگاه پروژهای و کوتاهمدت به آن است. فناوری نرم نه یک طرح مقطعی، نه یک بسته حمایتی محدود و نه یک برنامه زودبازده است؛ بلکه مستلزم تغییر در منطق حکمرانی، سیاستگذاری و توسعه است. بدون تحول ذهنیت مدیران و سیاستگذاران، هیچ اصلاح ساختاری یا اقتصادی در این حوزه به نتیجه نخواهد رسید.
الزامات حکمرانی فناوری نرم در ایران
حرکت بهسوی ایرانِ نرم، مستلزم مجموعهای از الزامات بههمپیوسته است. نخست، ایجاد تحول مفهومی و گفتمانی و بهرسمیت شناختن فناوری نرم بهعنوان زیرساخت قدرت آینده. دوم، بازطراحی ساختار حکمرانی و تبدیل نهاد متولی فناوری نرم به یک نهاد ملی راهبر، تنظیمگر و آیندهپژوه. سوم، توسعه اکوسیستم نرم از طریق ایجاد پارکها، شتابدهندهها، آزمایشگاهها و کلینیکهای تخصصی. چهارم، شکلدهی اقتصاد نرم با ابزارهای مالی نوین، بازار سرمایه نرم و دیپلماسی صادراتی. پنجم، ایجاد نظام ملی داده، رصد و آیندهپژوهی برای تصمیمسازی راهبردی. و نهایتاً، سرمایهگذاری جدّی در آموزش، دانشگاه و تربیت نیروی انسانی متخصص.
جمعبندی
فناوری نرم، ستون فقرات قدرت در جهان آینده است. کشوری که نتواند سرمایههای نامشهود خود را به قدرت نرم، ثروت پایدار و نفوذ راهبردی تبدیل کند، در معادلات آینده جایگاهی نخواهد داشت. ایران، بیش از بسیاری از کشورها، ظرفیت ورود به این عرصه را دارد؛ اما این ظرفیت تنها زمانی بالفعل میشود که فناوری نرم از حاشیه به متن حکمرانی کشور منتقل شود. اکنون زمان آن فرا رسیده است که فناوری نرم نه بهعنوان یک حوزه تزئینی، بلکه بهمثابه زیرساخت اصلی قدرت آینده ایران، در کانون تصمیمهای راهبردی قرار گیرد.
جهت دانلود فایل پی دی اف یادداشت اینجا کلیک کنید.
دکتر مهدی حمزه پور
دانشیار گروه علوم تصمیم و سیستمهای پیچیده دانشکده مدیریت دانشگاه امام صادق (ع)
مشاور رئیس و رئیس اندیشکده فناوری نرم دانشگاه امام صادق (ع)

دیدگاهتان را بنویسید